من، وحید دامن‌افشان هستم.

قبل از شش سالگی، بارها و بارها با پدرم به مدرسه می‌رفتم و آن قدر از درس و مدرسه خوشم می‌آمد که قبل از اینکه وارد مدرسه شوم، خواندن و نوشتن را به طور کامل یاد گرفته بودم. یادم می‌آید یکی از سرگرمی‌های معلمان مدرسه ابتدایی‌ام ‎‎در زنگ‌های تفریح در دفتر مدرسه، این بود که متن کتاب‌ها را به صورت حفظی و با ذکر شماره صفحه برای‌شان می‌خواندم.

در دوره راهنمایی، با حفظ کردن غزل‌هایی از حافظ و شاعران دیگر، مخصوصاً آن‌هایی که آخرشان، «ژ» داشت، استاد بی‌رقیب مشاعره در بین هم‌سن و سالانم شده بودم. سال آخر دوره راهنمایی، در آزمون دبیرستان نمونه شرکت کردم و وارد دبیرستان شدم. در بین دبیران آنجا که از بین بهترین دبیران استان، دست‌چین شده بودند، دبیر ادبیات و دستور زبان فارسی را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. آقای ناصری، با زیبایی تمام، بیت‌ها را معنی و تفسیر می‌کرد و دستور زبان فارسی را با شیوایی و سادگی مثال‌زدنی برای‌مان توضیح می‌داد؛ طوری که علاقه‌ام به خواندن چند برابر شد. در همین دوران بود که با ویندوز ۹۵ و کیس‌های خوابیده و نورتون کامندر آشنا شدم. اولین زبان برنامه‌نویسی که کار کردم، کیوبیسیک بود. وقتی برنامه‌ای می‌نوشتم که اعداد اولِ از یک تا بیست را مشخص و در خروجی چاپ می‌کرد، کلی ذوق می‌کردم.

قشنگ به خاطر می‌آورم که اولین صفحه‌ای که در اینترنت باز کردم، صفحه اول سایت یاهو بود؛ البته با کارت‌های اینترنت دو ساعته و ۱۰۰۰ تومانی آن زمان. بعد از آن، یک حساب ایمیل در یاهو باز کردم. یادم می‌آید حتی آن زمان هم ثبت یک آدرس رند، دشوار بود.

در ترم اول دانشگاه، با پرشین‌بلاگ که به تازگی راه‌اندازی شده بود، آشنا شدم و یک وبلاگ برای خودم ساختم؛ اما سنگینی درس‌های رشته ریاضی، هیچ‌وقت اجازه نداد در آن بنویسم. در ترم‌های بعد، مدیر مسئول و سردبیر دو نشریه ریاضی به نام‌های ماتریس و آنالیز شدم و با کمک دوستانم، دو سه شماره را هم منتشر کردیم؛ اما باز هم سنگینی درس‌ها و آزمون کارشناسی ارشد، کار را نیمه‌تمام گذاشت.

ترم دوم دوره کارشناسی ارشد، در ۲۱امین سمینار آنالیز ریاضی در دانشگاه تربیت معلم تهران، با نرم‌افزار حروف‌چینی زی‌پرشین آشنا شدم. نرم‌افزار رایگان و متن‌بازی که علاقه‌ام را برای نوشتن، صد چندان کرد؛ طوری که پروپوزال، سمینار، پایان‌نامه و یک کتاب را با آن حروف‌چینی و چاپ کردم؛ اما این علاقه به همین جا ختم نشد. از آن زمان تا امروز، با دوستان خوبم در سایت و تالار پارسی‌لاتک فعالیت می‌کنیم و یاد می‌گیریم و یاد می‌دهیم. کلاس tabriz-thesis  را هم برای حروف‌چینی پروژه کارشناسی، پایان‌نامه و رساله در دانشگاه تبریز و بسته ptext را هم برای تولید پاراگراف‌های بی‌معنی از متن شاهنامه فردوسی نوشته‌ام.

با لپ‌تاپم، خاطرات شیرینی دارم و آن را یکی از بهترین دوستانم می‌دانم. ساعت‌های زیادی از روز را هم آنلاین هستم که صرف یادگیری مطالب نو از اینترنت می‌شود. به شنا، شطرنج و تماشای فیلم هم علاقه زیادی دارم.

در حال حاضر هم در دانشگاه صنعتی کرمانشاه، به دانشجویان مهندسی، ریاضی درس می‌دهم.


در مورد انتخاب اسم «پانویس» برای این وبلاگ، دلیل‌های زیادی داشتم. دنبال اسمی بودم که

  1. پارسی باشد؛
  2.  کوتاه باشد؛
  3. تنها یک املای انگلیسی داشته باشد (واژه پانویس تنها به صورت Panevis نوشته می‌شود)؛
  4. واژه کهن یا بومی یک منطقه خاص نباشد؛
  5. به نوعی، مفهوم نوشتن و نوشتار را منتقل کند.

علاوه بر گزینه‌های بالا، پانویس‌ها در یک نوشتار، همیشه مطالبی را به نوشتار، اضافه می‌کنند. بنابراین، نوشته‌های وبلاگ پانویس، قرار است که مطالب تازه‌ای را به خواننده منتقل کنند. شاید دلیل دیگر برای انتخاب این اسم، علاقه بیش از حدم به حروف‌چینی و صفحه‌آرایی حرفه‌ای نوشتارها باشد که واژه پانویس، در این رشته‌ها، بسیار به چشم می‌خورد.

برای آشنایی بیشتر، می‌توانید صفحه من را در فیس‌بوک لایک کنید؛ من را در توییتر دنبال کنید و یا من را به حلقه‌های‌تان در گوگل‌پلاس اضافه کنید. در فیدخوان اینوریدر هم می‌توانید من را با حساب vdamanafshan پیدا کنید.