یکی از قوانینی که متاسفانه در ایران، مظلوم واقع شده است، قانون کپی‌رایت است. با اینکه تا به امروز، بیش از ۹۰ درصد از کشورهای جهان، پیمان‌نامه برن (Berne) که در مورد قانون کپی‌رایت است، را امضا کرده‌اند، اما هنوز به امضای کشورهایی مانند ایران، افغانستان، ترکمنستان، عراق، کویت و… نرسیده است. بحث کردن در مورد چرایی امضا نکردن این پیمان‌نامه توسط ایران، بحثی پیچیده است که طبیعتاً از تخصص من خارج است؛ اما در این نوشته می‌خواهم به یک مورد ناخوشایند در فضای دانشگاهی ایران در مورد نقض آشکار قانون کپی‌رایت اشاره کنم.

درست است که از لحاظ حقوقی، هیچ فرد خارجی نمی‌تواند یک ایرانی مقیم ایران را به خاطر نقض حق تالیف اثرش مورد بازخواست و تعقیب قرار دهد، اما آیا از لحاظ اخلاقی، نقض حق تالیف پدیدآورندگان خارجی، کار شایسته‌ای است؟ برای جواب دادن به این سوال، من افراد جامعه را به دو دسته افراد غیردانشگاهی و دانشگاهی تقسیم می‌کنم. طبیعتاً از افراد غیردانشگاهی، نباید انتظار داشت که حتی از وجود چنین قانونی اطلاع داشته باشند؛ چون منبع خبری اکثر این افراد، رادیو و تلویزیون است که آن هم جز پخش چند خبر در مورد پیوستن ایران به این پیمان‌نامه در ماه‌های اخیر، تا به حال ندیده‌ام در مورد آن، فرهنگ‌سازی کرده باشد؛ اما در مورد دانشگاهیان عزیز، به ویژه استادان، انتظار بسیار بیشتری می‌رود.

قانون کپی‌رایت

چند وقت پیش، به خاطر یک تحقیق شخصی، سایت دانشگاهی بسیاری از استادان دانشگاه‌های مختلف کشور را بررسی کردم. صفحه‌ای که در خیلی از این سایت‌ها به چشم می‌خورد، صفحه «لینک‌های مفید» یا همان Useful Links است که در آن، استادان، لینک‌های مورد علاقه خود که بیشتر شامل لینک نرم‌افزارها و یا ژورنال‌های تخصصی رشته خودشان است را قرار می‌دهند. با کمال تاسف، بارها و بارها در این صفحات دیده‌ام که استادان مختلف، حتی با مرتبه‌های دانشیاری و استادی و حتی از دانشگاه‌های مادر، به طور آشکار، کتاب‌ها، نرم‌افزارها و برنامه‌های غیرآزادی را برای دانلود، روی سایت‌‌شان گذاشته‌اند و یا در حالت بسیار ناخوشایندتری، در سایت رسمی‌شان، از بازدیدکنندگان، درخواست فایل کرک و یا شماره سریال نرم‌افزراهای تخصصی کرده‌اند.

بدون شک، نیت تمام این بزرگواران، خیر بوده و این کار را فقط با هدف آسان کردن دسترسی دیگران به این منابع انجام داده‌اند؛ اما تکلیف حق تالیف پدیدآورندگان این آثار چه می‌شود؟ آیا در فرهنگ ما، به ضایع نکردن حق دیگران، تاکید نشده است؟ آیا آن‌ها از این کار، راضی هستند؟ آیا ما خودمان حاضر می‌شویم دیگران، حاصل ماه‌ها و سال‌ها تلاش ما را به صورت رایگان، روی سایت‌شان قرار بدهند و منتشر کنند؟

متاسفانه مساله فقط به اینجا ختم نمی‌شود. یکی دو ماه پیش، با سایت دانشگاهی معاون پژوهشی یکی از دانشگاه‌های کشور برخورد کردم که یک نرم‌افزار گران‌قیمت و معروف را برای دانلود روی سایت‌شان گذاشته بودند و کلی هم دانشجویان‌شان را تشویق کرده بودند که نرم‌افزار را همراه با فایل کرک آن، دانلود کنند و تحقیق‌ این ترم‌شان را با آن انجام دهند. آیا چنین حرکتی، از جانب یک معاون پژوهشی که باید الگو و پیش‌قدم ما دانشگاهیان در رعایت قانون کپی‌رایت باشد، درست است؟ در آینده چه انتظاری از دانشجویان این استاد می‌توان داشت؟

قانون کپی‌رایت

مشکل از کجاست؟

با فرض آگاه نبودن این استادان به قانون کپی‌رایت، به نظر من، مشکل از جانب استادان راهنما و مشاور ( پروژه کارشناسی، پایان‌نامه کارشناسی ارشد و یا رساله دکتری) این استادان است که در زمان تحقیق و پژوهش آن‌ها، به خوبی آن‌ها را با این‌گونه قوانین، آشنا نکرده‌اند. متاسفانه بعضی از استادان راهنما و یا مشاور، فقط می‌کوشند که دانشجوی‌شان هر چه زودتر از پایان‌نامه و یا رساله‌اش دفاع کند تا بتوانند دانشجوی دیگری بردارند. به خاطر همین، کمتر روی بایدهای پژوهشی کار پایان‌نامه و رساله تاکید می‌کنند.

راه‌حل چیست؟

ساده‌ترین راه‌حلی که به نظرم وجود دارد، این است که در دوره کارشناسی، در قالب مثلاً یک درس یک‌واحدی و یا به صورت کلاس‌های فوق‌العاده، کارگاه‌هایی برای دانشجویان برگزار شود و در این کارگاه‌ها، آن‌ها را با چنین قوانینی که از ملزومات پژوهش و تحقیق است، آشنا کرد. در این کارگاه‌ها، حتی می‌توان علاوه بر این قوانین، به دانشجویان، آموزش‌هایی در مورد روش‌های پیشرفته جستجوی مطالب علمی و معتبر در اینترنت که یکی از معضلات بزرگ دانشجویان امروزی است، ارایه داد. از کارهای دیگری که می‌توان در قالب این کارگاه‌ها انجام داد، آشنا کردن آن‌ها با آیین نگارش، نرم‌افزارهای حروف‌چینی و نرم‌افزارهای تخصصی‌شان است.

نظر شما در مورد این مشکل چیست؟ شما چه راه‌حلی برای آن، پیشنهاد می‌کنید؟
منبع عکس‌ها: + و +
در نوشته‌های بعدی وبلاگ «پانویس»، بیشتر در این مورد خواهم نوشت.
لینک ثابت: http://panevis.ir/?p=337

این نوشته را به اشتراک بگذارید: