در قسمت اول این نوشته، با چند نکته درباره نحوه اداره اولین روز کلاس آشنا شدیم و یاد گرفتیم که هر چقدر بیشتر در مورد دانشجویان‌مان بدانیم، بیشتر می‌توانیم تدریس‌مان را به سمت توانایی‌ها و علاقه‌مندی‌های‌شان هدایت کنیم. در این نوشته، نکات باقیمانده را با هم می‌خوانیم.

بیوگرافی‎ دانشجویان

درخواست از دانشجویان برای دادن اطلاعاتی در مورد معلومات قبلی‌شان می‌تواند بسیار مفید باشد. اول اینکه این کار، ایده‌هایی درباره علاقه‌مندی‌ها و پیش‌زمینه‌هایی که دانشجویان با خود به کلاس می‌آورند، به استاد می‌دهد. با استفاده از این اطلاعات می‌توانیم نحوه ارایه‌ مواد درسی‌مان را با آوردن مثال‌هایی که مطابق با علاقه‌مندی‌های دانشحویان است را بهبود ببخشیم. این روش، آن‌ها را به عنوان یادگیرنده درگیر می‌کند و نشان می‌دهد که چطور مباحث درسی، کاربردهایی در زندگی واقعی دارند. دوم اینکه اگر اطلاعات بیوگرافی دانشجویی را درست قبل از برنامه‌ریزی‌های‌مان مرور کنیم، می‌توانیم کیفیت تعاملات استاد-دانشجویی را بالا ببریم. سوم اینکه اطلاعات تماسی می‌تواند کپی شده و تمام دانشجویان از آن آگاه شوند تا در مواقعی که در کلاس حاضر نمی‌شوند، یا درباره درس نیاز به کمک دارند یا می‌خواهند با همدیگر درس بخوانند، بتوانند یکدیگر را به راحتی پیدا کنند؛ البته قبل از دادن این اطلاعات به دانشجویان، باید از آن‌ها پرسید که چه مقدار از این اطلاعات تماس را می‌خواهند با بقیه به اشتراک بگذارند.

برای جمع کردن اطلاعات بیوگرافی، باید به هر دانشجو یک برگه داد و از او خواست که اسم، آدرس، آدرس ای‌میل، شماره تلفن، شهر و رشته‌اش را بنویسد. سپس می‌توانیم از آن‌ها بخواهیم که درباره علاقه‌مندی‌های‌شان در درس و درس‌های دیگرشان یا درباره تجربیات زندگی‌‌ای که به درس مربوط است، بنویسند. همچنین می‌توانیم از آن‌ها بپرسیم که قهرمان‌های‌شان چه کسی است؛ از چه سرگرمی‌هایی لذت می‌برند و چه مهارت‌ها و یا استعدادهایی دارند که به آن افتخار می‌کنند. البته در اینجا هم باید به آن‌ها بگوییم که اجباری در نوشتن اطلاعاتی که دوست ندارند با بقیه به اشتراک گذاشته شود، وجود ندارد.

انشاهای کوتاه

راه دیگری که می‌تواند هم برای دانشجویان و هم برای استادان، مفید باشد، نوشتن یک انشای کوتاه بدون نمره در روز اول کلاس است. انشاهای کوتاه می‌توانند مشخصه‌های مهمی شامل قوه درک، دانش و نگرش آن‌ها درباره موضوع درس، مهارت‌های فکری و تحلیلی و همچنین توانایی عمومی نوشتن را فاش کنند. به عنوان مثال، اگر درسی با موضوع علوم پایه را تدریس می‌کنید، از دانشجویان بخواهید که درباره سوال‌ها و مسایلی که علم در جستجوی جواب دادن به آن‌هاست، بنویسند. اگر در حال تدریس درسی با موضوع تاریخ هنر هستید، اسلایدی از یک کار هنری کمتر شناخته‌شده به آن‌ها نشان دهید و از آن‌ها بخواهید که سبک، نمادگرایی و دوره تاریخی آن را شناسایی و توضیح دهند. اگر درباره یک کشور خارجی تدریس می‌کنید، از دانشجویان بخواهید درباره احساس و اعتقادات‌شان درباره آن کشور بنویسند.

خواندن انشاها به ما کمک می‌کند که بفهمیم دانشجویان چه پیش‌داوری‌ها، نگرش‌ها و دانش قبلی‌ای در مورد موضوع درس دارند که این خود کمک می‌کند تا بدانیم در هنگام تدریس روی چه مواردی تاکید کنیم.

امتحان‌‌های تشخیصی

طرح و گرفتن یک امتحان تشخیصی بدون نمره، راه دیگری است که با استفاده از آن می‌توان میزان دانش و درک دانشجویان از موضوع درس را سنجید. سوال‌های این امتحان می‌تواند از موضوعات اصلی‌ای که قرار است در طول ترم تدریس شود، انتخاب شود. برای دانشجویان نیز باید توضیح داده شود که هدف این امتحان این است که استاد بتواند مواد درسی را مؤثرتر ارایه دهد و اینکه هر چقدر استاد بیشتر درباره دانش و فهم آن‌ها از موضوع درس بداند، برای استاد آسان‌تر است که روی چیزهایی که باید درس بدهد، تمرکز کند. خیلی از سوال‌هایی که در امتحان تشخیصی پرسیده می‌شود، می‌تواند دوباره در امتحان میان‌ترم یا پایان‌ترم دوباره پرسیده شود. این کار به استاد و دانشجویان کمک می‌کند که میزان دانش‌شان را در شروع ترم و پایان ترم با هم مقایسه کنند. همچنین با این کار، استاد یک مبنا برای قضاوت درباره اینکه هر دانشجو با شرکت در کلاس، چقدر معلومات کسب کرده است، به دست می‌آورد (حتی اگر استاد نخواهد از این معیار در هنگام نمره دادن استفاده کند). علاوه بر این، امتحان تشخیصی، دانشجویان را با نحوه و نوع سوال‌ دادن استاد در کویزها و امتحان‌های میان‌ترم و پایان‌ترم آشنا می‌کند.

خودمان را معرفی کنیم

پیشنهادهای قبلی، به ما کمک می‌کنند که تا جایی که امکان دارد در مورد دانشجویان‌مان اطلاعات کسب کنیم. درست همان‌طور که ما دلیل خوبی برای بیشتر دانستن درباره آن‌ها داریم، دانشجویان هم دوست دارند بیشتر در مورد استادشان بدانند. نگاه از بالا به پایین در کلاس درس باعث جلوگیری از ارتباط بین استاد و دانشجو در کلاس می‌شود؛ بنابراین میل استاد به گفتن چیزهایی در مورد خود بر این مشکل غلبه می‌کند.

روز اول کلاس، زمان مناسبی برای گفتن چیزهایی در مورد زندگی شخصی‌ یا زندگی حرفه‌ای استاد است. هر استادی باید از قبل تصمیم بگیرد که گفتن چه چیزهایی، قابل قبول و مرسوم هستند. به طور معمول، گفتن سوابق تحصیلی و زمینه‌های تحقیقاتی مورد علاقه یک عمل بسیار مرسوم در جلسه اول کلاس است. علاوه بر این توضیح درباره مراحل و کارهایی که برای متخصص شدن در رشته تحصیلی‌مان انجام داده‌ایم نیز می‌تواند برای دانشجویان مفید و جالب باشد.

قوانین اساسی کلاس را وضع کنیم

یکی از کارهای مهم در روز اول کلاس، بحث کردن با دانشجویان درباره رفتارهای مورد انتظار در کلاس است. نباید کاری کنیم که دانشجویان حدس بزنند دوست داریم چه رفتارهایی را در کلاس ببینیم. به عنوان مثال، اگر دیر آمدن دانشجو به کلاس را کاری ناپسند می‌دانیم، به دانشجویان بگوییم که انتظار داریم سر وقت در کلاس حاضر باشند. اگر با چند دقیقه دیر آمدن دانشجو مشکلی نداریم، به آن‌ها بفهمانیم که وقت‌شناسی کار شایسته‌ای است و در عین حال، به آن‌ها یاد بدهیم که در چنین وضعیتی بهتر است که به محض ورود به کلاس، نزدیک در کلاس بنشینند. قوانینی مثل زنگ خودن موبایل در کلاس و یا مجاز بودن استفاده از لپ‌تاپ در کلاس تنها بخش کوچکی از قوانینی است که باید درباره آن‌ها در کلاس صحبت شود. به طور خلاصه باید یک مرام‌نامه برای کلاس در نظر گرفت و در مورد آن با دانشجویان بحث کرد. طبیعی است که این مرام‌نامه برای فرهنگ‌های مختلف می‌تواند متفاوت باشد.

روز اول کلاس، فرصت‌های مختلفی را برای برقراری ارتباط با دانشجویان ایجاد می‌کند و باعث به دست آوردن اطلاعات مختلفی هم از جانب دانشجویان و از جانب استاد می‌شود. بدون شک از ظرفیت اولین جلسه کلاس می‌توانیم برای افزایش انگیزه و موفقیت دانشجویان و بالا بردن کارایی خودمان استفاده کنیم.

نکاتی که در این دو نوشته به آن‌ها پرداخته شد، نکاتی است که روی آن‌ها کار تحقیقی صورت گرفته است و از طرف یک مرکز آموزشی در دانشگاه معتبری چون دانشگاه کارولینای شمالی منتشر شده است. خود من به شخصه، پس از ورود به کلاس، ابتدا خودم را معرفی می‌کنم؛ سپس منابع و سرفصل درس را معرفی می‌کنم و برای دانشجویان توضیح می‌دهم که هیچ کتاب و جزوه‌ای نمی‌تواند به تنهایی کل مباحث درس را پوشش دهد؛ بنابراین برای یادگیری بهتر مطالب درسی باید از کتاب‌ها و منابع مختلف کمک بگیرند. به علاوه قوانینی مثل حضور و غیاب در کلاس، ورود و خروج از کلاس، نحوه گرفتن امتحان میان‌ترم، پایان‌ترم و کویزها را برای آن‌ها توضیح می‌دهم. بعد از آن، مقداری درباره اهمیت دانستن زبان انگلیسی و آشنایی با کامپیوتر و اینترنت برای جستجو و تحقیق در منابع انگلیسی‌زبان صحبت می‌کنم. سپس از دانشجویان می‌خواهم که یکی یکی از جای‌شان بلند شوند و خودشان را معرفی کنند. در آخر هم اگر فرصتی باقی بماند، چند پیش‌نیاز که برای دنبال کردن درس در جلسات بعدی لازم است را به صورت سوال و جواب توضیح می‌دهم؛ البته از این به بعد سعی می‌کنم نکات گفته‌شده را نیز تا جای ممکن رعایت کنم.

شما جلسه اول کلاس را چطور مدیریت می‌کنید؟ آیا از نحوه برخوردتان در جلسه اول، راضی هستید؟ جلسه اول کلاس را چقدر مهم می‌دانید؟

در نوشته‌های بعدی وبلاگ، باز هم درباره مسایل علمی و دانشگاهی خواهم نوشت. اگر می‌خواهید از انتشار این نوشته‌ها باخبر شوید، می‌توانید به طور رایگان، مشترک خوراک «پانویس» و یا مشترک ای‌میلی «پانویس» شوید. دقت داشته باشید که برای فعال‌سازی اشتراک ای‌میلی، باید ای‌میلی که از طرف وبلاگ برای‌تان فرستاده می‌شود را تأیید کنید.

منبع: +
لینک ثابت: http://panevis.ir/?p=1199

این نوشته را به اشتراک بگذارید: