‎‎یکی از مواردی که استادان تازه‌کار در اولین روز کلاس با آن مشکل دارند، نحوه اولین برخورد با دانشجویان و اداره اولین جلسه کلاس است. متاسفانه در کشورمان آموزش‌های جدی‌ای در این مورد به استادان داده نمی‌شود و به همین خاطر، نحوه اداره اولین روز کلاس، توسط خیلی از استادان جدی گرفته نمی‌شود و یا اصلاً نادیده گرفته می‌شود. چند روز پیش با مقاله‌ای آموزشی در این مورد برخورد کردم که توسط مرکزی که هدفش ارایه پیشنهادها و راهکارهای تدریس و آموزش در دانشگاه کارولینای شمالی است، آماده شده است. ترجمه آزادی از این مقاله را در این نوشته و نوشته بعدی وبلاگ «پانویس» با هم می‌‌خوانیم.
‎‎‎
‎‎‎روشی که برای گذراندن روز اول کلاس انتخاب می‌کنیم، چارچوب کل ترم را ترسیم می‌کند. روش مرسومی که خیلی از استادان آن را به کار می‌برند، خواندن سیلابس درس برای دانشجویان، پاسخ به سوال‌های آن‌ها درباره درس و سپس شروع به تدریس کردن یا زود تعطیل کردن کلاس است؛ اما کارهایی هست که در جلسه اول کلاس کمک می‌کنند با دانشجویان ارتباط برقرار کنیم؛ قوانین و چارچوبی برای درس وضع کنیم؛ دانشجویان را برای کار ترم آماده کنیم؛ اطلاعات نادرست آن‌ها را در مورد درس تصحیح کنیم و درباره درس در آن‌ها هیجان ایجاد کنیم.

به طور کلی دانشجویان در جلسه اول کلاس می‌خواهند دو نوع اطلاعات را بدانند: اول اینکه می‌خواهند تا جای ممکن درباره ماهیت و قلمرو درس، اطلاعات کسب کنند. این کار به آن‌ها کمک می‌کند که در مورد ادامه دادن کلاس در طول ترم و یا حذف آن تصمیم بگیرند. دوم اینکه می‌خواهند استاد را به عنوان یک «شخص» بشناسند. آن‌ها می‌خواهند بدانند که آیا با آن‌ها منطقی و عادلانه برخورد می‌کنیم؛ آیا به تک‌تک آن‌ها اهمیت می‌دهیم و آیا به محتوای خود درس اهمیت می‌دهیم.

یک سیلابس جامع و متمرکز بر یادگیری که در جلسه اول ارایه می‌شود، باعث ارتقای نگرشی مثبت در دانشجویان می‌شود؛ چون نشان می‌دهد که به درس اهمیت می‌دهیم و برای برنامه‌ریزی آن، تلاش کرده‌ایم. یک سیلابس در ساده‌ترین حالت خود باید

  • اهداف و منظور درس را ارایه دهد و روش کند که به چه صورت، مناسب برنامه درسی اصلی است؛
  • نمایی خلاصه از ساختار درس شامل موضوعات، نحوه نمره دادن، فرایند گرفتن امتحان، قوانین حضور و غیاب، مکان دفتر استاد و ساعت‌های کاری استاد را مشخص کند؛
  • انتظاراتی که از هر فرد در کلاس می‌رود را توضیح دهد؛
  • یک راهنمای آسان برای هدایت درس در طول ترم ارایه دهد.

با آماده کردن یک سیلابس خوب‌-طراحی‌شده، می‌توانیم از لزوم بحث کردن درباره مؤلفه‌های مختلف درس و وارد شدن به جزئیات آن‌ها جلوگیری کنیم؛ چون این موارد را خود دانشجویان می‌توانند مطالعه کنند. از دیگر مزایای یک سیلابس خوش‌ساختار و دارای جزئیات این است که می‌توانیم وقت بیشتری را به آشنایی با دانشجویان و شناخت علاقه‌مندی‌های آن‌ها؛ دادن اطلاعاتی در مورد خودمان و همچنین توضیح دادن اینکه چرا موضوعات درس، مهم هستند و دانشجویان باید برای یادگیری آن‌ها وقت بگذارند، اختصاص دهیم. مزیت دیگر سیلابس این است که به دانشجویانی که در جلسه اول، غایب هستند نیز کمک می‌کند اطلاعات حیاتی‌ای که برای موفقیت در درس نیاز دارند را کسب کنند. باید به این نکته توجه داشت که نیازی نیست که کل سیلابس در کلاس توضیح داده شود. می‌توان فقط بخش‌های مهم آن را توضیح داد و مطالعه بقیه بخش‌ها را به عهده خود دانشجویان گذاشت؛ البته باید تأکید کرد که کل محتوای سیلابس در طول ترم دنبال می‌شود.

با دانشجویان آشنا شویم

سال‌هاست که می‌دانیم احترام و دیگر عوامل عاطفی به طور محسوسی روی انگیزه دانشجویان تأثیر می‌گذارند. دانشجویان علاقه بالایی دارند که با آن‌ها در قالب یک شخص محترم برخورد شود و احساس رضایت بیشتری دارند وقتی که می‌بینند استاد یک نگرش مثبت هم به درس و هم به خود آن‌ها دارد؛ بنابراین دلایلی خوبی وجود دارد که از همان اول به آن‌ها نشان دهیم که به آن‌ها به چشم یک «اجتماعی از یادگیرنده‌ها» نگاه می‌کنیم و به آن‌ها به عنوان یک فرد اهمیت می‌دهیم.

‎‎‎اسم دانشجویان را یاد بگیریم

یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای اینکه به دانشجویان نشان دهیم که به تک‌تک آن‌ها اهمیت می‌دهیم، یاد گرفتن اسم آن‌ها در اولین فرصت ممکن است. علاوه بر مزیت‌هایی که در بالا گفته شد، دلایل دیگری برای دانستن اسم آن‌ها وجود دارد. اگر اسم آن‌ها را بدانیم و آن‌ها را به جای ضمیرهایی مثل «شما»، با اسم خودشان صدا کنیم، یک جو راحت، صمیمی و دوستانه در کلاس ایجاد می‌شود. تک‌تک صدا کردن دانشجویان در کلاس، آن‌ها را تحریک می‌کند که در بحث‌های کلاس شرکت کنند و دیدگاه‌های‌شان را بیان کنند. این کار همچنین دانشجویان گوشه‌گیر را وادار می‌کند که آن‌ها نیز در بحث کلاس درگیر شوند.‎‎‎

روش‌های یادگیری اسم دانشجویان در کلاس‌های کوچک

۱. در کلاس‌های کوچک، یادگیری اسم دانشجویان کار سختی به نظر نمی‌رسد. اگر کلاسی با تعداد دانشجویانی کمتر از بیست نفر داریم، می‌توانیم از آن‌ها بخواهیم که ردیف به ردیف خودشان را معرفی کنند و قبل از رفتن به ردیف بعدی، خودمان یک بار اسم‌های آن‌ها را تکرار کنیم. این تمرین را می‌توانیم قبل از هر کلاس تا زمانی که مطمئن شویم که می‌توانیم هر اسم را به یک چهره متصل کنیم، تکرار کنیم.

۲. روش دیگر، استفاده از لیست حضور و غیاب در ابتدای هر کلاس است. علاوه بر این می‌توانیم از دانشجویان بخواهیم که در چند جلسه اول کلاس، قبل از اینکه بخواهند در مورد موضوعی نظرشان را بگویند یا سوالی بپرسند، اسم خودشان را هم بگویند.

۳. روش دیگری که وجود دارد، این است که بعد از اینکه هر دانشجو خودش را معرفی کرد، سعی کنیم ارتباطی بین اسمش و یک ویژگی منحصر به فرد از او مثل رنگ مو، مدل مو، اندازه قد، رنگ چشم یا چهره، لحن صدا پیدا کنیم و آن را به خاطر بسپاریم. باید دقت داشت که این روش فقط زاییده ذهن خودمان است و نیازی نیست که خیلی با دقت و وسواس روی آن کار شود.

سه روشی که گفته شد، در مورد کلاس‌های کوچک کاربرد دارد؛ اما ممکن است برای کلاس‌های پرجمعیت‌تر کارساز نباشد. در این کلاس‌ها ممکن است حتی تا پایان ترم هم نتوانیم اسم تمام دانشجویان را یاد بگیریم؛ اما باید تا جایی که امکان دارد، سعی‌مان را بکنیم و اسم تعداد بیشتری از آن‌ها را یاد بگیریم؛ طوری که حداقل به تعداد همان بیست نفر کلاس‌های کوچک، اسم‌ها را یاد بگیریم.

روش‌های یادگیری اسم دانشجویان در کلاس‌های بزرگ

۱. به دانشجویان بگوییم که صندلی‌ای را برای نشستن در طول ترم انتخاب کنند. بعد از اینکه صندلی‌شان را انتخاب کردند، یک چارت نشستن درست کنیم. بدیهی است که احتمال اینکه دانشجویان در جلسات بعدی، دانسته یا ندانسته جای‌شان را عوض کنند، بسیار زیاد است؛ اما می‌توان برای‌شان توضیح داد که تنها هدف‌مان از این کار، کمک کردن به یاد گرفتن اسم‌شان است.‎

۲. در وقت‌های آزادمان، نگاهی به لیست حضور و غیاب الکترونیکی موجود در سیستم آموزشی دانشگاه (سیستم گلستان) که عکس دانشجویان را نیز در خود دارد، بیاندازیم و آن‌ها را مرور کنیم و تا جای ممکن از همان تکنیک پیدا کردن ارتباط که در بالا گفته شد، استفاده کنیم.

۳. چند دقیقه زودتر در کلاس حاضر شویم و پنج دقیقه با آن‌ها صحبت کنیم و چیزی را در مورد آن‌ها یاد بگیریم. در هر جلسه، جای مختلفی از کلاس را انتخاب کنیم؛ طوری که بتوانیم متفاوت با جای همیشگی‌مان در اتاق، از آن‌ها سوال بپرسیم. این کار یک مزیت اضافی هم دارد: به دانشجویان نشان می‌دهیم که حتی در کلاس‌های بزرگ هم به تک‌تک آن‌ها اهمیت می‌دهیم.

با نگرش‌ها و قابلیت‌های دانشجویان آشنا شویم

وارد شدن به یک کلاس با گروه جدیدی از دانشجویان، استاد را با آرایش گستره‌ای از نگرش‌ها، قابلیت‌ها و توانایی‌ها روبرو می‌کند. پذیرفتن اینکه این عناصر می‌تواند به طور مؤثری برای درگیر کردن و برانگیختن دانشجویان استفاده شود، منابع اضافه‌ای را برای تحویل یک تجربه یادگیری دانشجو-محور در اخیتار استاد قرار می‌دهد. هر چقدر بیشتر در مورد دانشجویان‌مان بدانیم، بیشتر می‌توانیم تدریس‌مان را به سمت توانایی‌ها و علاقه‌مندی‌های‌شان هدایت کنیم.

قسمت دوم این مقاله را در اینجا بخوانید.

در نوشته بعدی وبلاگ، با ایده‌هایی برای جمع‌آوری این اطلاعات آشنا می‌شویم.  اگر می‌خواهید از انتشار این نوشته‌ها باخبر شوید، می‌توانید به طور رایگان، مشترک خوراک «پانویس» و یا مشترک ای‌میلی «پانویس» شوید. دقت داشته باشید که برای فعال‌سازی اشتراک ای‌میلی، باید ای‌میلی که از طرف وبلاگ برای‌تان فرستاده می‌شود را تأیید کنید.

منبع: +
لینک ثابت: http://panevis.ir/?p=1189

این نوشته را به اشتراک بگذارید: