«ملی و راه‌های نرفته‌اش» فیلمی به کارگردانی و نویسندگی تهمینه میلانیه که شهریور ۹۶ تو سینماها اکران شد. چند وقت پیش این فیلم رو دیدم. دوست دارم از لحاظ روانشناسی چند نکته در موردش بگم:

ملی و راه‌های نرفته‌اش

ملی و راه‌های نرفته‌اش

‌۱. دخترهایی مثل «ملی» یه جورایی دچار «سندروم سیندرلا» هستن. این جور آدم‌ها همیشه منتظر یه شاهزاده با اسب سفیدن که بیاد و اون‌ها رو خوشبخت کنه. خودشون معمولاً هیچ تلاشی واسه خوشبختی و موفقیت‌شون نمی‌کنن. هیچ مهارت خاصی کسب نمی‌کنن. فکر می‌کنن با ازدواج همه مشکلات‌شون رفع می‌شه.

۲. سیامک، شوهر ملی هم مبتلا به پارانوئید بود. آدم‌هایی مثل سیامک توی روابط‌شون مدام به پارتنر یا همسرشون بدون هیچ دلیلی شک دارن. مدام اون‌ها رو چک می‌کنن. همه‌ش می‌ترسن بهشون خیانت بشه. وقتی هم بهشون اعتراض بشه، می‌گن به خاطر دوست داشتن زیاده! ‌

ملی و راه‌های نرفته‌اش

ملی و راه‌های نرفته‌اش

۳. ملی هیچ‌وقت نخواست قبل از ازدواج، رفتارهای اشتباه سیامک مثل تذکرهای مداوم سیامک در مورد درست کردن شالش یا چک کردن مخفیانه گوشیش رو ببینه. یه جورایی کور شده بود. می‌خواست هر جوری شده از اون محدودیت‌هایی که خونواده‌ش براش گذاشته بودن، خلاص و زن سیامک بشه؛ اما متاسفانه از چاله دراومد و افتاد توی چاه. ‌

‌۴. سیامک ملی رو «مال» خودش می‌دونست. خودش رو اختیاردار ملی می‌دونست. به خاطر همین هر کاری که دلش می‌خواست رو با این «کالا»ش می‌کرد. این حس مالکیت نسبت به زن توی زندگی خیلی وحشتناکه.

۵. توی فیلم همه دغدغه مادر ملی این بود که سریالش رو تماشا کنه. حتی تو شب خواستگاری ملی هم فکرش درگیر این قضیه بود. یه مادر با همچین سطح دغدغه‌‌هایی هیچ‌وقت نمی‌تونه یه بچه قوی تربیت کنه.

ملی و راه‌های نرفته‌اش

ملی و راه‌های نرفته‌اش

۶. معنی غیرت واسه مراد (داداش ملی) فقط این بود که ملی رژ لب نزنه و تنها نره بیرون و سوار ماشین غریبه‌ها نشه؛ اما در مقابل آزارهایی که ملی از سیامک می‌دید، هیچ عکس‌العملی نشون نمی‌داد! معنی غیرت واسه خیلی از مردها همینه که فقط به عقب رفتن روسری و بیرون بودن چند تار مو گیر بدن. ‌

‌۷. سیامک فکر می‌کرد که سرکار رفتن ملی فقط به خاطر کمک‌خرج بودن و این‌هاست. در حالی که کار کردن و شاغل بودن باعث می‌شه فرد توی اجتماع باشه و معاشرت کنه. پول درآوردن و استقلال مالی داشتن یه جورهایی به فرد استقلال شخصیتی می‌ده. حس مفید بودن و موثر بودن می‌ده. ‌

۸. پایان فیلم خیلی ناامیدکننده بود. چقدر دوست داشتم ملی بعد از این همه سختی‌، به جای خودکشی، یه تکونی به خودش می‌داد؛ با کمک مشاور و قانون از سیامک جدا می‌شد؛ حداقل همون کار خیاطیش رو ادامه می‌داد؛ می‌رفت دانشگاه و یه رشته‌ مرتبط مثل طراحی لباس می‌خوند و یه دختر مستقل می‌شد. ‌
ای کاش فیلم یه توضیحی هم در مورد حقوق برابر در ازدواج می‌داد. نظر شما در مورد فیلم ملی و راه‌های نرفته‌اش چیه؟

 

لینک ثابت: https://panevis.ir/?p=2296

‌اگر می‌خواهید از انتشار نوشته‌های بعدی پانویس باخبر شوید، می‌توانید به طور رایگان، مشترک خوراک پانویس، اینستاگرام من و یا کانال تلگرام پانویس شوید و یا برای اشتراک ای‌میلی، ای‌میل خود را در کادر زیر وارد و ثبت کنید:

دقت داشته باشید که برای فعال‌سازی اشتراک ای‌میلی، باید ای‌میلی که از طرف وبلاگ برای‌تان فرستاده می‌شود را تأیید کنید.

سرمایه‌گذاری روی بیت‌کوین