چند ماه پیش در کارگاهی ۱۶ ساعته با عنوان کارگاه روش تدریس در دانشگاه صنعتی کرمانشاه شرکت کردم. یکی از مواردی که بیشتر استادان شرکتکننده در کارگاه، از جمله خود من با آن مشکل داشتند، شلوغی بعضی از دانشجویان در کلاس بود.
شلوغی یک دانشجو در کلاس، نه تنها مانع یادگیری خودش در کلاس میشود، بلکه مزاحم یادگیری دانشجویان دیگر نیز میشود. علاوه بر این، بعضی از دانشجویان به خاطر شبانه بودن، برای هر درس، شهریه میپردازند و یا حتی بعضی از آنها مجبورند برای تأمین هزینههای تحصیلشان، سخت کار کنند؛ بنابراین بیشتر آنها انگیزه خوبی برای دنبال کردن مطالب گفتهشده در کلاس را دارند. به خاطر همین، نباید به آن دانشجویان شلوغ، اجازه داد که در روند یادگیری در کلاس، خللی ایجاد کنند.
در این نوشته میخواهم از تجربه خودم و دیگران برای جلوگیری از شلوغی دانشجویان در کلاس درس بنویسم.
۱. هیچوقت به آنها تیکه نپرانید. بیشتر همهمهها و شلوغیهای کلاس با یک به اصطلاح «تیکه پراندن» استاد یا دانشجو شروع میشود. دقت داشته باشید که تیکه پراندن با شوخی کردن، خیلی تفاوت دارد. سر و صدایی که به خاطر یک شوخی، بلند میشود، در بیشتر موارد بعد از چند ثانیه قطع میشود؛ اما سر و صدای حاصل از تیکه پراندن به آسانی خاموش نمیشود؛ چون طرف مقابل هم برای اینکه «کم نیاورد»، دست به مقابله به مثل میزند و بنابراین این جریان، همینطور ادامه پیدا میکند؛ بنابراین، هر چند سخت است، اما تیکههای دانشجویان را نشنیده بگیرید و از کنار آنها بگذرید.

۲. نقاط کور کلاس را پوشش دهید. از همان جلسه اول کلاس، به ردیفها و گوشههای آخر کلاس نگاه کنید و ببینید چه کسانی آنجا نشستهاند. تجربه نشان داده است که بیشتر دانشجویان بیانگیزه و شلوغ، این محلها را برای نشستن انتخاب میکنند؛ چون از دید شما پنهان میمانند. پس اگر فضای بین صندلیها اجازه میدهد، سعی کنید هنگامی که به تختهسیاه برای نوشتن احتیاج ندارید، به گوشهها و ردیف آخر کلاس بروید و قسمتی از درس را در آنجا توضیح بدهید. با این کار، توجه دانشجو به کلاس برمیگردد.
۳. از سوال «شما سوال دارید؟» استفاده کنید. اگر موقع درس دادن، متوجه صحبت کردن دو یا چند دانشجو با همدیگر شدید، صحبتتان را قطع کنید و از یکی از آنها که در وسط نشسته است، بپرسید: «شما سوال دارید؟». جواب، به احتمال زیاد، «نه» خواهد بود؛ اما دستپاچه شدنشان جلوی چشم بقیه باعث میشود که صحبت کردنشان را قطع کنند.
۴. در بین وقت کلاس، به آنها وقت استراحت بدهید. سعی کنید بعد از مثلاً ۴۰ دقیقه درس دادن، به آنها چند دقیقه استراحت بدهید. در این وقت استراحت میتوانند در مورد مسابقه فوتبال دیشب، اردوی هفته آینده و کویز فردا صحبت کنند و یا برای کسی اساماس بفرستند؛ با این کار، دلیل خیلی از شلوغیهای کلاس را از آنها گرفتهاید.

۵. آنها را از یکدیگر جدا کنید. سعی کنید به بهانههای مختلف مثل گروهبندی، جای نشستن آنها را تغییر دهید و آنها را در ردیفهای جلو بنشانید. با این کار، فرصت صحبت کردن را از آنها میگیرید.
۶. بیرون کلاس با آنها صحبت کنید. اگر میبینید که شلوغی دانشجویی در حال بیشتر شدن است و قصد آرام شدن ندارد، در وقت استراحت و در راهرو، دور از چشم بقیه دانشجویان با او صحبت کنید. به او بگویید که شلوغیاش، مزاحم درس دادن و تمرکزتان در کلاس میشود. این کار باعث میشود کمی مساله را جدیتر بگیرد.
۷. با آنها رابطه صمیمانه برقرار کنید. در وقتهای استراحت، بعد از کلاس یا وقتی آنها را در راهروها میبینید، با آنها در مورد موضوعات غیردرسی مثل ورزش و موسیقی صحبت کنید. سعی کنید آنها را بیشتر بشناسید و با علایقشان آشنا شوید. حتی میتوانید خارج از وقت کلاس، مقالهای در مورد علایقشان یا لینک ویدیویی که میدانید از آن خوششان میآید، برایشان بفرستید. این رفتار، سناریوی «شما در مقابل آنها» را در کلاس حذف میکند.
۸. از تکنیک Listening Team استفاده کنید. فرض کنید موقع درس دادنتان، سه نفر مشغول صحبت کردن با همدیگر هستند. قبل از اینکه مبحث بعدی را شروع کنید، از آن سه نفر بخواهید که بعد از توضیحات شما، هر کدام یک سوال از توضیحات شما یا در چارچوب آن طرح کنند تا آن را در کلاس به بحث بگذارید. با این تکنیک، مطمئن باشید که به خاطر ترس از «ضایع شدن» هم که شده، شش دانگ حواسشان را جمع میکنند تا بتوانند سوالها را طرح کنند.
۹. به طور جدیتر با آنها صحبت کنید. اگر هیچکدام از راهحلهای بالا کمکی در آرام کردن کلاس نکرد، دانشجو را به دفترتان دعوت کرده و به طور جدیتر با او صحبت کنید و دلیل رفتارش را بپرسید. حتی میتوانید از او بخواهید که از روانشناس دانشگاه کمک بگیرد.
سوالی که ممکن است با خواندن این نوشته، برایتان پیش آمده باشد، این است که چه موقع راهی جز بیرون کردن دانشجو(یان) شلوغ باقی نمیماند. به نظر من، جز در مواقع بحرانی و ضروری، دانشجویی را از کلاس بیرون نکنید. قبل از اینکه کسی را از کلاس بیرون کنید، یک لحظه خودتان را جای او قرار بدهید. آیا دوست دارید جلوی چشمان مثلاً ۳۰ نفر، شما را از جایی بیرون کنند؟ قطعاً نه. با این کار، شخصیت دانشجو جلوی چشمان همکلاسیهایش خرد میشود. توجه داشته باشید که بیرون کردن، آخرین راهحل است.

در پایان، هیچوقت در برابر شلوغیهای دانشجو(یان)، کلاس را به نشانه عصبانیت ترک نکنید؛ چون با این کار، ضعف خود را در کنترل کلاس نشان میدهید و بدون شک بعد از این کار، احترام خود را نزد بیشتر آنها از دست میدهید.
موارد بالا تجربیات و دیدهها و شنیدههای من در مورد رفتار درست با دانشجویان شلوغ بود. شما چه راهحلی در برخورد با اینگونه دانشجویان دارید؟
در نوشتههای بعدی این وبلاگ، باز هم درباره اینگونه مسائل خواهم نوشت. اگر میخواهید از انتشار این نوشتهها باخبر شوید، میتوانید به طور رایگان، مشترک خوراک «پانویس» شوید و یا برای اشتراک ایمیلی، ایمیل خود را در کادر زیر وارد و ثبت کنید:
دقت داشته باشید که برای فعالسازی اشتراک ایمیلی، باید ایمیلی که از طرف وبلاگ برایتان فرستاده میشود را تأیید کنید.
منبع: +
لینک ثابت: https://panevis.ir/?p=1054
بنده این ترم به عنوان اولین بار در دانشگاه سراسری با مدرک ارشد یکی از دروس تخصصی الزامی رو تدریس کردم و تقریبا بیش از نصف کلاس هم دانشجویانی بودن که قبلا 1 بار افتاده بودن. در اولین تجربه تدریسم یکی از سخت ترین و مهم ترین دروس دوره کارشناسی الکترونیک که ترم 6 ارائه میشه رو به بنده و به خاطر رزومه علمیم واسه تدریس دادن که در این مورد لازمه به این نکته نیز اشاره کنم که یکی از کارهای انجام شده بنده رو هنوز قبل از چاپ رسمی آن (4 ماه پیش پذیرفته شده ) توسط موسسه اصلی، در یکی از دانشگاه های سراسری در مقطع ارشد به عنوان پروژه درسی معرفی کرده اند( که نشان از اهمیت کارم داره و بعد از چاپ شدنش مسلما بیشتر مورد توجه قرار خواهد گرفت).
دانشجویان پسر از خودم بزرگتر بنظر میرسیدن چون هنوز ریش خودم کامل در نیومده 🙂
بسیاری از مسئولان آموزش و حتی اساتید از شلوغ بودن دانشجویان و… از من میپرسیدن و میگفتن که میتونی باهاشون کنار بیایی یانه!!!!
ولی با اینحال کلاس خوبی داشتم و نهایتا یکی دوبار اعصابم بهم ریخت (اونم سر مسائل بسیار جزئی مثل خندیدن یواشکی دو سه نفر) ولی تونستم جمع و جورش کنم و خب حساب کار هم تا حدودی دستشون اومد و بعد اتمام کلاس میشد از چهره اونایی که باعث این کار شده بودن فهمید.
نهایتا بعد از دادن نمرات نیز بعضیاشون به خاطر شیطنتشون ازم حلالیت میخواستن با اینکه افتادن و یا نمرشون خوب نشده بود.
البته بگذریم از کسانی هم که بهشون احترام میزاری، میخان سو استفاده کنن و نمره مفت بگیرن که نهایتا هم موفق نشدن.
روش تدریس بنده به این صورت بود که حضور و غیاب نمی کردم و درسو همیشه با سوال و جواب پیش می بردم که تقریبا تو هیچ کتابی مطالب رو به اون صورتی که بنده درس میدادم وجود نداره که سهم عمده آن مطالب، آموخته های خودم برای هرچه بهتر شدن تدریس و بیان مطالبم و بخشی نیز مربوط به روش هایی بود که از اساتیدم یاد گرفته بودم.
تو تدریس هم سعی کردم هیچ وقت از روی جزوه و یا کتاب تو وایت برد ننویسم و صرفا جزوه رو برای داشتن نظم تو تدریس و نگاه کلی بهش استفاده میکردم.
همچنین اگه کسیو هم می دیدم که حواسش به درس نیست ازش سوال میپرسیدم که این باعث میشد یه کمی کنترل کلاس راحتتر بشه و همچنین یکی دو هفته بعد همه اساتید کلاسم تموم شد.
درنهایت تو امتحان پایانترم نیز از 5 دانشجوی زرنگ (براساس نمره میانترمشون)نظر سنجی کردم و به هرکدوم 6 تا سوال تستی دادم و همچنین ازشون خواستم که انتقاد و پیشنهادات خودشون رو به همراه ایمیل برام بنویسن.
نمی دونم حالا ازترس بود یا نه ولی در مجوع از 30 تا تست 28 موردخیلی خوب، 1 مورد ضعیف و 1 مورد خوب شد.
برای دلیل ضعیف نیز بنده از طریق ایمیل به طور کامل به دانشجو توضیح دادم که دلیل شما برای این مورد به خاطر برخی محدودیت ها و مخصوصا زمان امکان درست نیست و اگر اینها نبودن نظر شما کاملا منطقی هست و من هم با جنابعالی موافقم.
البته به جز اینا اکثر دانشجوها هم ازم به خاطر احترامم به دانشجو، نمره منصفانه دادن و راحت بودنشون با من در زمینه پرسیدن سوال و همچنین تدریسم تشکر میکردن و حتی میگفتن که واقعا دیدگاهمون رو نسبت به درس عوض کردی(همون احساسی که من نسبت به استاد همین درسم داشتم)
رنج نمرات نهاییشون هم در درس بنده بین 9.75 تا 18.5 بود که کسایی هم بودن که حذف کردن.
یاد بهترین استاد دوران زندگیم که اتفاقا استاد همین درسم بود میفتم که میگفت استاد باید طوری تدریس کنه
چشمهای دانشجوهاش از خوشحالی برق بزنه.
البته خودم متوجه ایراداتی از تدریسم برای بار اول شدم مثلا سریع تدریس کردن و عدم نوشتن توضیحات در وایت برد
که البته دلیل اینکه نمی نوشتم به این خاطر بود که دانشجو اونارو حفظ نکنه و بعدا به دنبال علتشون بره و خودش به اون نکات برسه.
این بود تجربیات بنده از اولین دوره تدریس درس مورد علاقه ام که در جلسه آخر کارخودم رو هم براشون تدریس کردم که به نظرم برای بار اول تجربه خوبی بود و فک کنم یکی از دلایل اصلیش این بود که به دانشجو جدیدترین ایده مطرح شده در دنیا رو گفتم و چون کار خودم هم بود با کنجکاوی بیشتری درس رو دنبال میکردن. همچنین برخورد مودبانه همراه با احترام و صمیمیت نیز به نظرم بی تاثیر نبود. البته هنوز نظر سنجی پورتال اساتید رو نتونستم ببینم که اونجا وضع چطوره !! 🙂
با اینکه خیلی طولانی شد ولی خیلی خوشحال میشم انتقادات و پیشنهاد دوستان رو هم بشنوم.
با سلام، کلاسی با 150 دانشجو دارم. هرچند قبلا سابقه تدریس داشته ام و لی کنترل 150 نفر واقعا دشوار هست. صحبت های دانشجویان تمرکزم را به هم میزند. چند بار دوستانه تقاضا کرده ام که رعایت کنند ولی رعایت نمیکنند. سعی میکنم تز طریق سخت بودن امتحان و حذف درس صحبتی به میان نیاورم، ولی واقعا مشکل دارم با سرو صدای زیاد در کلاس. نمیدانم چه کنم. بعضی از تکنیک ها رو هم استفاده کرده ام که در این سایت آرایه شده
من هم ترم تابستان سال قبل، کلاسهام همه ۷۰-۸۰ نفری بودند. با وجود اینکه هوا گرم بود، ماه رمضان بود و حضور و غیاب هم نمیکردم، اما باز همیشه بالای ۹۵ درصدشون سر کلاس حاضر میشدند. بعضی وقتها به شوخی میگفتم من که حضور و غیاب نمیکنم، چرا میاید سر کلاس؟
مشکلی که گفتید رو بارها تجربه کردم. به غیر از اینکه تحمل کنید، راهحل دیگهای به ذهنم نمیرسه. البته پیشنهاد هم میکنم که تا جایی که میتونید، دانشجوها، مخصوصاً اون دانشجوهای شلوغ رو با درس درگیر کنید.
سلام
من در حین تدریس متوجه میشم چند نفر از دانشجوها که جلو هم نشستند پچ پچ میکنند و حالا ولو در مورد درس باشه
و حتی شده من در حین تدریس و یا کنفرانس بچه ها متوجه خنده بی معنی یکیشون شدم این خنده و لبخند حتی اگه نسبت به من نباشه اما من اینو نشون بی احترامی میدونم
لذا گاهی همون وسط از طرف سوال میکنم وقتی متوجه میشم مطلبو میخواد سرهم کنه تا جوابی به من بده
در حضور بقیه بهش تذکر میدم که این نشون دهنده ی اینه که نه برای کلاس ارزش قائل هستید نه برای خودتون
به نظرتون کار اشتباهی میکنم البته اینا رو با آرامش میگم اما چهره ناراحت دانشجو منو بیشتر ناراحت میکنه
یاعلی
من اینجور موقعها، دیگه اون تذکر شما رو نمیدم. در عوض، خودم جواب سوال خودم رو میدم. اینجوری چون اون دانشجو، جواب رو بلد نبوده، مجبوره گوش کنه. علاوه بر این، یه مروری میشه برای دانشجوهای دیگه که قبلاً اون سوال و جواب رو یاد گرفتند.
کلاً سعی کنید از ضایع کردن دانشجو، مخصوصاً دانشجوهای پسر خوددداری کنید.
سلام
پسر نیست
جالب اینجاست نماینده کلاسم هست
منظور من نوع برخورد بود
نوع تذکر
من کاری نداشتم سوالو بلد باشه یا نه
خواستم متوجه کارش بشه
یعنی کارم بد بوده؟
سپاس از راهنماییتون
یاعلی(ع)
وقتی شما بهش میگید «این نشون دهنده ی اینه که نه برای کلاس ارزش قائل هستید نه برای خودتون»، این یه جور ضایع کردنه که به نظر من درست نیست.
سلام
سپاس
تو موقعیت خودتونو قرار دادید دیگه؟
من از اینکه دانشجو سر کلاس به حرف من و
یا نظر دوستش بخنده به شدت احساس ناراحتی میکنم
سپاس
ما باز مزاحم شما میشیم
یاعلی(ع)
ممنون از پاسختون. فک می کنم یه ارتباط صمیمانه که باهاشون برقرار کردم بد هم نبوده، اولش خیلی باهاشون برخورد کردم ولی یکیشون پررو پررو برگشت گفت استاد اگه شما کمتر حساسیت نشون بدید بچه ها کمتر اذیت می کنند. با اینکه جسارت کرد و نظر داد ولی حرف نادرستی هم نبود. راستش من اصلا به قیافم نمیاد که استاد باشم و خیلی بچه به نظر می رسم به همین خاطر جدی بودن زیادی هم باعث مسخره به نظر اومدنم میشه. ولی الان که یه کم باهاشون دوست شدم احساس می کنم تأثیرگذارتر بوده و بیشتر حرفم رو گوش میدن.توی کلاس همش ازشون سوال می پرسم تا حواسشون به درس باشه البته طوری میپرسم که براشون جذاب باشه نه بهشون استرس بدم. شرکت کردن توی شوخی هاشون باعث شده که بتونم شوخی رو کنترل کنم و نذارم ادامه پیدا کنه چون لبخند میزنم و با جدیت میگم خب دیگه کافیه.
من اولین تجربه ی تدریسم هست و این اولین هفته ای بود که سر کلاس رفتم، خیلی تجربه ی جالبی هست. ولی واقعا فهمیدم که چقدر تجربه توی این کار می تونه مؤثر باشه.
سلام
ممنون از مطالب مفیدتون و از این که یک چنین سایتی ایجاد کردید.
من کلاسی دارم با دانشجویانی فوق العاده پررو که از گفتن هیچ حرف و تیکه های دریغ نمی کنند. راستش من فک نمی کنم با هیچکدوم از راههایی که گفته شده کلاسم آروم بشه ، ممنون میشم اگه یه راه حل بدید که من به نتیجه برسم. البته حالا توی فکر این هستم که از روش تهدید نمره منفی یا ندادن نمره استفاده کنم . فعلاااااااااا
راستش اینها تنها چیزهایی بود که به فکرم رسید. نظرات بقیه خوانندگان رو هم بخونید. مثل اینیکی.
اگر جلسات اول رو با خنده و شوخی و شل گرفتن شروع کردید، هنوز فرصت جبران دارید. سعی کنید در جلسات آینده، جدی باشید و کمتر شوخی کنید؛ مخصوصاً شما که خانم هم هستید. متاسفانه دانشجویان پسر، استادان خانم رو زیاد جدی نمیگیرن. همچنین کمی هم در مورد نحوه امتحان گرفتن و نمره دادن و بیرحمیتون در ارفاق نمره و… صحبت کنید؛ البته با تهدید همراه نباشه.
به هیجوجه این روش رو پیشنهاد نمیکنم. تهدید کردن یعنی کم آوردن. مطمئن باشید که تاثیر بدی روی جو کلاس میذاره.
سلام
ممنون از کار خوبتون.
یکی از تکنیکهایی که من شنیدم اینه که حین درس یک سوال کوچک مطرح بشه با نمرهی اضافی مثلاً ۰.۲۵ از نمرهی کل و فقط هم برای اولین کسی که جواب بده. این یک جور مسابقه هم هست. سوال هم باید جوری مطرح بشه که با اطلاعات اون جلسه قابل حل باشه. انجام دادن این کار توی بعضی از جلسات مثلا ۴ یا ۵ بار در یک ترم باعث میشه دانشجوها برای کل ترم انگیزه داشته باشن.
دوست داشتم نظر شما را هم بدونم.
بله. این روش هم میتونه کارساز باشه. خود منم بارها ازش استفاده کردم؛ اما مشکلی که داره، اینه که فقط دانشجوهای زرنگ و با اعتماد به نفس کلاس رو درگیر میکنه. بقیه دانشجوها بهش توجه نمیکنن.
سلام
مطلب مفیدی بود
سپاس
خدمت شما عرض کنم که یک […] هیچ گاه آدم نمیشود بناء هیچ زحمت به خرچ ندهید همیشه […] ها را از کلاس اخراج کنید
سلام
جالب بودن و به من خیلی کمک کرد…
روانشناسی دانشجویان کار مهمیه
کلاسی داشتم با حدود 60 دانشجو ، جلسه اول که رفتم بچه ها سر کلاس به هم موشک می انداختند
به مرور به قدری ارام شده بودند که اگر کسی از کنار کلاس رد میشد نمیفهمید اینجا کلاسی هست در حالی که روز اول صدا به صدا نمیرسید
قاطعیت و در عین حال همراهی با دانشجو
به نظر من اغلب دانشجویان بی نظم نیاز به توجه دارند
این نیاز رو از چشمهاشون میشه تشخیص داد
حتی توجه منفی
برای بعضیها شیرینه
….حیف که الان از وطن دورم و نمیتونم مثل همیشه با دانشجوها باشم
سلام
ممنون از مطلبتون. بهتر بود منبع و توضیح تصویر آخر رو هم ذکر می کردید. سوال مطرح میکنه واسه آدم!
نه منظورم این نیست. مطلب فوق کاملا در راستای همین تاپیک هست «چگونه با دانشجویان شلوغ برخورد کنیم» من نظر شخصی و تجربهی خودم را مطرح کردم و منظورم این بود که اگر کلاس شاد و خوشحال باشه، توجه دانشجویان به شما معطوف میشه. به جای اینکه کنترل کلاس دست دانشجویان شلوغ قرار بگیره، دست شما خواهد بود. در این صورت شما با هدفی که در ارائه درس دارید، هرجا که لازم باشه یک مطلب جالب بیان میکنید تا حواسا به صحبتهای شما جمع بشه و بعد به ادامه درس میپردازید که طبیعتا هم کلاس خوابآور و خسته کننده نشده هم توجهها به شماست. به همین دلیل سطح آموزشی کلاس هم بالا میره. این تجربه شخصی من هست. ممکنه شما نظر متفاوت و تجربهی دیگری داشته باشید.
کلاسی شلوغ خوشحال با یک کلاس شلوغ به هم ریخته فرق میکنه. کلاس شلوغ خوشحال ولی هدفمند و با سطح آموزشی بالا! من اسمش را باخت نمیگذارم. یک بازی برد-برد.
آقای ترابی خوب میشد اگر در مطلبی جدا مثلا با عنوان روش های تدریس در این مورد(کلاس شلوغ خوشحال ولی هدفمند و با سطح آموزشی بالا! ) بیشتر صحبت کنید.
منظور شما گروه بندی کلاس و بحث کردنشون باهم سر کلاس هست یا …
سایت آقای Richard Felder (نویسنده مقاله) هم مطالب مفیدی در مورد آموزش دارد:
http://www4.ncsu.edu/unity/lockers/users/f/felder/public/
—-
البته در مورد موضوع اصلی بحث به نظرم نباید این مساله خیلی به روش های تدریس مربوط باشه. روشهای تدریس بیشتر در یادگیری موثرند نه در رفتار اجتماعی شخص.
رفتار های ناهنجار(شلوغ بودن در کلاس درس) می تواند به یکی از دو نوع اختلال شخصیت نمایشی یا اختلال شخصیت ضد اجتماعی مربوط باشه
جلب توجه دانشجویان با خاطره گویی و داستان های خنده دار!
در این صورت شما بازی را به آن دسته از دانشجویان باختید و خودتان کلاس را پیشاپیش شلوغ کردید.
ممنون از بابت مقاله. در این مقاله بیشتر به عدم علاقهمندی دانشجویان به شرکت در کلاس اشاره کرد و در مورد کاهش سهم آموزشی کمتر صحبت کرد. احتمالا در این زمیانه هم مقالههای بیشتری نیز هست.
بازهم ممنون از بابت مقاله.
کلاسهای ما 1.5 ساعته هست یعنی زمان تدریس 1:15 و 15 دقیقه هم استراحت برای کلاس بعدی. اینجوری همه راضی هستند. هم دانشجو و هم استاد.
در مورد تدریس با پرژکتور شخص بنده بسیار مخالفم. دلیل این امر اینه که وقتی یک دانشجو یک شکل کامل از پیش کشیده شده را میبینه خیلی بهش توحه نمیکنه یا اینکه اگر شکل پیچیده باشه اصولا روش فکری نمیکنه. اما وقتی استاد با یک فلم شروع به کشیدن شکل میکنه (از هیچ) و کم کم شکل را کامل میکنه، این روند ترسیم در ذهن دانشجو نقش میبنده و شکل براش مفهوم پیدا میکنه.
مطمئن نیستم (چون خودم نخوندم) اما شنیدم که در دنیا اثبات شده که آموزش با پاورپوینت و پرژکتور سطح آموزش را پایین میاره.
منم اینو خیلی شنیدم. حتی وقتی با بعضی از دانشجوهام هم صحبت میکنم، زیاد با این روش موافق نیستن. به نظر من هیچ چیز جای نوشتن روی تخته و خطخطی کردنش رو نمیگیره.
این هم یک مقاله در مورد استفاده از پاورپوینت
http://www4.ncsu.edu/unity/lockers/users/f/felder/public/Columns/PowerPoint.pdf
ممنون بابت معرفی این مقاله.
استاد بهتره از نگاه یک دانشجو نگاه کنید
تو یک کلاس از بین 50 نفر (بر فرض مثال) دانشجو 10-15 نفر جزوه مینویسند و بقیه از آنها کپی میگیرند
پس تضمینی وجود نداره که آن جزوه ننویسها به نحوه و مراحل کار شما روی تخته توجه بکنند
خوب چرا سر کلاس میان؟ من دو-سه ترم هستش که حضور و غیاب نمیکنم. این دانشجوها مزاحم فهم بقیه هم میشن.
به نظرم یکی از دلایل شلوغ بودن یا بیتوجهی به کلاس، به اجباری بودن حضور در برخی کلاسها برمیگرده…
اینکه حضور و غیاب به حساب بیاد، اون درس مورد علاقه دانشجو نباشه، شیوه درس دادن استاد جذاب نباشه، همگی دلایلی هستن که دست در دست همدیگه باعث عذابآور بودن حضور در کلاس میشن و «خسته نباشید»ها بعد از حدود نیم ساعت سرازیر می شن!
این برای دانشجویی که این درس براش تکراریه که وخیمتر هم هست.
*
به نظرم علاوه بر مواردی که بالا گفته شده، تغییر سیستم برنامهریزی درسی به سمت کلاسهای یک ساعته (اما با تعداد بیشتر) باعث بهبود راندمان کلاس و عذاب آور نبودن اون میشه.
اینکه یه کلاس ۲ ساعت باشه و استاد ۱۰ دقیقه دیر بیاد و بخواد یک ساعت و ۴۰ دقیقه هم درس بده … خودش یکی از ایرادها میتونه باشه.
*
برای درس ریاضی۲ به نظرم یکی از کارهای جالب میتونه استفاده از پروژکتور برای نشون دادن یه سری از منحنیها باشه… دورانهای شکلها برای انتگرالگیری و …
این طوری دانشجو نیازی هم نداره پشت هم شکلهایی بکشه که آخر سر شبیه یه لکه جوهرن فقط!
من الان دو ترمه که بودن و نبودن سر کلاسهام، آزاده؛ ولی باز هم تاثیری نداشته.
کاملاً موافقم. یکی از سختترین کارهای دنیا، درس دادن به این دانشجوهای یکبار افتاده هستش.
اتفاقاً این مورد رو ترم پیش از بچهها نظرسنجی کردم. توی یه کلاس ۶۰ نفره، همهشون با قاطعیت گفتن که موافق با این کار نیستن.
با این ایده هم موافقم؛ اما متاسفانه خیلی از وقت کلاس رو میگیره. ریاضی ۲ هم درسی هستش که سرفصلهاش خیلی زیاده.
ممنون به خاطر دیدگاهتون.
من از روی تجربه حل تمرین ارائه دادن خودم به آزاد بودن حضور رسیده بودم، و تاثیرش روی کلاسهای تخصصیتر رشته خودم…
*
درباره کوتاه شدن کلاسها، خب دانشجو گرفتاریهای خودش رو در نظر داره. اینکه مجبور بشه روزهای بیشتری دانشگاه بیاد، بخواد بره به شهر خودش و برگرده، احتمال بیشتر تداخل کلاسها با هم و …
ویدیوهای درسی دانشگاهها خارج رو که نگاه میکنم، میبینم همین درس ریاضی ۲ یا جبر خطی با برنامه نویسی یا … با ۲ یا ۳ جلسه ۱ ساعته خیلی خیلی بهتر از ما پوشش داده میشن.
البته استاد تمرین کمتری حل میکنه و این وظیفه حلتمرینهاشه. ولی به نظرم اگر راندمان اون کلاسها مقایسه بشن با مال خودمون میبینیم یه چیزایی درست نیست.
*
یکی از استادهام از دکتر ادیبی، استاد الکترونیک پلیتکنیک تعریف میکنن که ایشان اجازه جزوه نویسی سر کلاس نمیدادن. خصوصا درسی مثل الکترونیک ۳ رو. همه دانشجوها مجبور بودن با حواس کاملا جمع به درس گوش بدن و بعد کلاس هر کسی چیزایی که یادش هست رو مینوشت و یه جزوهای فراهم میشد.
برای درسهای تخصصی شاید این روش هم جواب بده :دی
بعضی از استادای خارجی، سر کلاسهاشون یه دانشجوی زرنگ و قابل اعتماد رو به عنوان note-taker انتخاب میکنن که وظیفهاش اینه که با لپتاپش مطالب گفتهشده سر کلاس رو تایپ کنه. بعد از کلاس، استاد، فایل رو نگاه و ویرایش میکنه و بعد برای همه دانشجوها ایمیل میکنه.
راستش دانشجوی شلوغ داریم تا شلوغ، من دانشجوی مودبِ شلوغ رو دوست دارم و معمولا ارتباطم با دانشجوهام صمیمیه و صحبت کردن یا تذکر دادن به دانشجوهام خیلی عادی و راحت اتفاق میفته، بدون ناراحتی و یا دلخوری، اما اگه پیش بیاد موردی که دیگه خیلی غیر قابل کنترل باشه در اون حالت برای اون دانشجو نمره ی منفی میذارم و میگم که از نمره ی نهاییشون فلان مقدار کسر میشه، که معمولا کلاس که تموم مشه اون دانشجو میاد میگه که استاد ببخشید و فلان و …که من هم باز معمولا با جدیت احساس واقعیم و تاثیری که کارش روی کلاس میذاره رو میگم و بعد از صحبت کردن و شنیدن توضیحات دانشجو، این نکته را میگم که اگه این موضوع تکرار نشه، این منفی رو ندیده خواهم گرفت و معمولا جواب میده..
ممنون که نظر و روشتون رو گفتید.
سلام
طبق گفته جناب ترابی”اصولا یکی از دلایلی که دانشجویان شلوغ در کلاس وجود دارند این است که به اصل درس توجهی ندارند. بنابراین باید راهکاری برای جلب توجه دانشجویان به محتوای درسی پیدا کرد.” ….. من هم موافقم که درس را با مسایل مورد علاقه دانشجوها براشون جذاب کرد….سخته اما نشدنی نیست
سلام، از سایت دکتر شیری اینجارو پیدا کردم…خیلی خیلی مطالبتون عالیه، ای کاش بشه کارگاههایی برای اساتید ترتیب داده بشه که به روزترین شیوه های آموزشی مطرح بشن، من حدود 6 سال در دانشگاه تدریس می کنم و خیلی به دنیال این مهارتها و شیوه های جدید هستم ولی متاسفانه در این خصوص فقر زیادی در آموزش تخصصی و منحصر به فرد برای اساتید وجود داره، گمونم باید خودمون همت کنیم و از اساتید مطرح در این حوزه بخوایم که همایشه ا و کارگاههایی رو فقط برای اساتید برگزار کنن…
منم خوشحالم که اینجارو پیدا کردید. ممنون میشم اگر شما هم شیوه برخوردتون با دانشجوهای شلوغ رو برامون بگید.
یکی از مثالهاش همین متنی بود که من اینجا نوشتم. یک خاطره از خود استاد و یک خاطره از نوشته بچهها. با این دوتا خاطره توجه بیشتر به مطلب اصلی جلب میشه نه؟
آره آره حق با شماست. کامنت قبلی من، سوال از شما نبود؛ سوال از خودم بود. بازم ممنونم.
اصولا یکی از دلایلی که دانشجویان شلوغ در کلاس وجود دارند این است که به اصل درس توجهی ندارند. بنابراین باید راهکاری برای جلب توجه دانشجویان به محتوای درسی پیدا کرد. من در اولین سال تحصیلی در دانشکده فنی تهران استادی داشتم (خدایش رحمت کناد) به نام مرحوم آقای دکتر قاضیمقدم. ایشان درس شیمی عمومی میدادند و کلاس در حدود 100 نفر یا بیشتر بود. اینقدر کلاس شلوغ بود که جمع و جور کردن آن بسیار سخت بود. کلاس ایشان یکی از جذابترین و پربارترین کلاسها برای من به شخصه بود. دلیلش هم این بود که درس دادن ایشان خوشآیند بود. روش کار این بود که ایشان برای هر مسألهای که میخواستند تعریف کنند یک مثال خندهدار میزدند که در زندگی خودشان اتفاق افتاده بود مثلاً یک خاطره خندهدار میگفتند از یک اتفاقی که در خیابان افتاده بود و یک سری مردم سرگردان شده بودند و هرکس به طرفی فرار میکرد و کلاً بحث جالب میشد و همه توجهات به خاطرهی ایشان جلب میشد و بعد یکهو میگفتند «حالا نگاه کنید! حرک الکترونها در یک میدان غیریکنواخت هم مثل آدمهاست. هرکس به یک سمتی میرود که…» و سپس درس علمی را ادامه میدادند. به همین علت کلاس ایشان جذاب میشد.
من خودم تلاش میکنم در کلاسهایم همواره بحث خنده و شوخی باز باشه و تقریباً همهی کلاسهای من با خنده و همینجور داستانها همراهه و مثالهایی از این دست برای فهم مطالب آموزشی سر کلاس بیان میکنم. به نظرم کلاسهای خوبی دارم زیرا دانشجویان سر کلاس همه توجه میکنند و حتی خودشان یک مطلبی در یک نشریه داخلی چاپ کردن که برای من خوشایند بود. یک نشریه داخلی دارم به نام «اصطکاک» که دانشجویان در آن به بیان مشکلات دانشکده میپردازند و بخشی از آن هم به دست انداختن اساتید هست. در یکی از شمارگان این نشریه با اینجانب هم شوخی کرده بودند اما در انتهای متن مربوط به من نوشته بودند «… البته یک نکته مثبت در مورد ایشان این است که تا یکی مطلبی را متوجه نشده باشد به سراع مطلب بعدی نمیرود» این تعریف برای من جالب بود زیرا نشان میدهد که همهی آنها مطالب سر کلاس مرا متوجه میشوند.
اما در مورد دیدگاه من در کلاس:
1. این وظیفهی استاد است که کلاس را جذاب نگه دارد. اگر در کلاسی دانشجویی اذیت میکند، احتمال برایش
جذابیتی ندارد. به قول معروف یک سوزن به خودت یک جوالدوز به مردم
2. به هر حال روحیات دانشجویان بسیار متنوع است. اگر زیادی هم سر کلاس بخندی و شوخی کنی بعضیا روی
شما به عنوان یک استاد شنگول و منگول حساب میکنند و تحویلتون نمیگیرند. به قول معروف «درشتی و
نرمی به هم در به است» بنابر این نباید شوخی کردن به لودگی منجر بشه.
3. مشکلات خانوادگی، روحی، فرهنگی، اقتصادی و دیگر دانشجویان را هم درنظر بگیرید. حالا اگر دانشجویی
خطایی کرد نباید زیاد سختگیری کرد.
4. اگر دانشجویی خیلی شلوغ میکنه، موثرترین راهی که من تاکنون اجرا کردم، جابجا کردن آنهاست. تازه
خیلی هم احساس میکنم که به شخصیت آنها بی احترامی میشه بنابراین با خوشحالی و شادی و تو
موقعیت دوستی و اینها جابجاشون میکنم که بهشون برنخوره.
5. به نظرم بیرون کردن دانشجو از کلاس کار خیلی وحشتناکیه. این میتونه به انصراف یک دانشجو و ایجاد
مشکلات روحی و روانی شدید برای ایشان بشه. وقتی ما منظقی داریم صحبت میکنیم همه بیرون کردن
را به عنوان یک راه حل منطقی میشناسند. اما اگر کسی روحیهی خاصی داشته باشه یا مشکل روانی
آنوقت در مورد وی منطق سازگار نیست. بحث روانشناسی دانشجویان بحث بسیار سختی است. شخصا
به هیچ عنوان بیرون کردن را صلاح نمیدونم. اگر روزی کلاسم به هم بریزد و نتوانم آنرا کنترل کنم (که خدا را
شکر تاکنون نشده) ترجیح میدهم که کلاس را کنسل کنم و سپس با دانشجویان شلوغ نه با لحن توبیخ
بلکه با لحن دوستی صحبت میکنم تا ببینم مشکل از کجا بوده.
6. دوستی به نظرم بهترین حربه برای مقابله با دانشجویان شلوغ است. دانشجویان شلوغ عموما دانشجویان
کم نبوغ یا کودن نیستند. چه بسا به خاطر مسائل بیشفعالی و غیره شلوغ میکنند. اتفاقا این افراد
بهترین پتانسیل برای انجام کارهای خاص را دارند.
7. نمره همانند انرژی هستهای حق مسلم دانشجو است. نباید مسائل شخصی و عدم کنترل کلاس را با نمره
قاطی کرد. شما میتوانید به دانشجویانی که شلوغ هستند ارفاغ نکنید ولی نباید این مسائل را با نمره
درسی وی ممزوج نمود.
خیلی ممنون دکتر ترابی عزیز. خیلی از دیدگاهتون استفاده کردم. به خصوص با این قسمت: «اگر روزی کلاسم به هم بریزد و نتوانم آنرا کنترل کنم (که خدا را شکر تاکنون نشده) ترجیح میدهم که کلاس را کنسل کنم و سپس با دانشجویان شلوغ نه با لحن توبیخ بلکه با لحن دوستی صحبت میکنم تا ببینم مشکل از کجا بوده.»
در ضمن باید بشینم ببینم میتونم مثل این استاد شما، کاربردها و مثالهای جالب برای مباحث ریاضی پیدا کنم یا نه.
سلام
متاسفانه خیلی از دانشجویان بدلیل رفتار اشتباه همکاران ترم قبی که نمره پاسی را راحت و ناحق حتی!!! به هر دانشجویی داده اند. دیگر از درس خواندن و یادگیری خود را بی نیاز می دانند با نوجه به سیستم اشتباه برخی همکاران گرامی…دانشجویان امروزه هیچ هدفی جز گرفتن مدرک ندارند حتی بعداز 10-12 ترم….بالاخره فارغ التحصیل میشیم میریم درسم نمیخاد بخونیم اکثر استادا نمره میدن!!!سوالا رو جلسه آخر میدن!!!!
این حرف دانشجوهاس…………..
واقعا چرا؟؟؟
ما که وطیفه تدریس فلان درس و همینطور بطور غیر مستقیم مربی اخلاق این عزیزانیم چرااااااااااااااااااااااااااا باید سیستم آموزشی رو عدالت در نمره دادن و به حق نمره دادن را دچار اختلال کنیم. حتی با این شیوه به دانشجو یاد خواهیم داد فردا روزی اگه به جایگاهی رسید که معلم مدرس یا…………..شد. میتونه با روش اشتباه ما پیش بره و کسی هم اعتراضی نکنه………………………………احترام به استاد از بین رفته چون یک عاملش خود ما اسانید هستیم!!!!!!!!!!!!!!!
من اولین سال تدریسم هسنم و واقعا در یکی از کلاسام به آنچه که خواسنم رسیدم و بسیار بسیار اون کلاس برام شیرین و لذت بخش هست و با اینکه اکثرا از درس ریاضی بیزارند اما من واقعا دیدم بعد از چند جلسه تحولی در دیدگاه دانشجوهای این کلاسم به ریاضی و حضور در کلاس و گوش دادن به ریاضی رخ داد. واقعا برام جالب بود که همون دانشخوهای جلسات اول اومدن و ازم خواستن که چند جلسه اضافی براشون کلاس مشکیل بدم. البته لازم است بگم که من شیوه م اینجا موفق بود چون احساس می کنم تعداد کم این کلاس خودش کمکی بود یرای اجرای راحتتر روشم………………………………………………..ببخشید زیادی شد حرفام
آرام و با لبخند سر کلاس بریم
ریاصی+مسائل زندگی +آرامش + همدفمندی+ سبک زندگی سالم(اگه داریم یا داریم یاد میگیریم!!!!)به دانشجو یاد بدیم= آرامش روحی خودمون=ایجاد انگیزه به دانشجو=شیرین شدن ریاضی که همه دوسش ندارن
نمیخایم که …..محبوبیت بخاطر… نمره الکی دادن باشه!!!!! به دامشجو یاد بدیم که دنبال خقش باشه انتطارش از خودش به اندازه تلاشش باشه و………………………………………………..
پیروز باشید
سلام استاد.کلاسه ریاضی 2 این ترم شلوغههههههههه؟
اقا اجازه ما اخر میشینیم چون لامپ کم مصرف روی تخته وایت برد خیلی اذیت میکنه 😀
سلام. نه؛ من از بچههای ریاضی ۲ این ترمم راضیام؛ البته فقط از نظر ساکت بودن موقع درس دادن:-)
منظورم شما نبودید.
منم امروز یکی از دانشجو هام رو از کلاس بیرون کردم اما خودم ناراحت شدم به نظرتون ازش دلجویی کنم می ترسم این کار من باعث شه درسش رو حذف کنه و من ناراحت شوم
به نظر من بهتره که از یکی از دوستانشون بخواید که بهشون بگن میتونن به کلاس برگردن و اتفاق خاصی نیافتاده. دلیل اینکه میگم مستقیم خودتون بهشون نگید، اینه که اگر ایشون ظرفیت معذرتخواهی و دلجویی رو نداشته باشن، پیش همه جار میزنن که استاد ازم عذرخواهی کرد و فلان و بهمان؛ البته اگه واقعاً ایشون مستحق بیرون کردن نبودن، مستقیماً خودتون دلجویی کنید.
در ضمن، خیلی خوشحالم وقتی میبینم اینقدر احساس مسئولیت میکنید.
با سلام
معمولا با توجه به جو کلاس و اینکه در چه ترمی هستند با دانشجویان رفتارهای متفاوتی دارم. مثلا ازشون به طور ناگهانی سوال ازشون می پرسم و در برخی موارد هم به طور خصوصی باهاشون صحبت میکنم و مواردی رو به دور از جو کلاس بهشون گوشزد می کنم
ممنون. مفید بود
و اگرمجبور شدید دانشجویی رو بیرون کنید، دیگه راهش ندید! جلسه بعد از حضورش در کلاس جلوگیری کنید.
میشه خواهش کنم دلیلش رو بگید؟ آیا تجربهای در این زمینه دارید؟
این پست رو برای این نوشتم که از تجربیات همدیگه استفاده کنیم.
اگر فاصله زمانی کلاس ها نزدیک نیست که سریعا موضوع رو به بخش واگذار کنید که تا جلسه بعد به رفتارش رسیدگی کنند (که خوب معمولا کمتر تمایل داریم مشکلاتمون رو علنی کنیم). بنابراین دانشجو رو حداقل برای جلسه بعد راه ندید، طوری که دانش جو در موضع ضعف و التماس قرار بگیره. قوانین آموزشی دانشگاه از شما در این زمینه حمایت می کنه. نهایت می تونید از جلسه سوم اگر دانشجو رو پیگیر و نادم یافتید، راهش بدبد
چرا؟ چون دانشجویی از کلاس بیرون میشه که ماکزیمم شرایطی تحملی تا پیش از اون براش لحاظ شده بوده و وقتی از کلاس بیرون بشه خیلی هم خوشحال خواهد بود که هم غیبت نخورده و هم تو کلاس نیست و هم حال استادش رو گرفته، راست و پوست کنده اینکه بیرون کردن چنین دانشجویانی نه باعث میشه خجالت بکشند و نه چیز دیگه ای و معمولا با غرور هم کلاس رو ترک می کنند! و حتی ممکنه یکی دو نفر هم همراهش کلاس رو ترک کنند! جلسه بعد ریلکس تر میان می نشینند سر کلاس! و با این کار ارج و قرب از کلاس بیرون کردن هم میریزه و استاد دیگر هیچ حربه ای نخواهد داشت!
از این که بگذریم، مشکل اساسی من با دانشجویانی است که ترم قبل درس را با خود من داشته اند و پاس نکرده اند، سر کلاس نه جزوه می نویسند چون جزوه ترم قبل رو دارند و نه گوش می دهند چون برایشان تکرار مکررات خواهد بود.
به عکس بقیه همکاران، بنده با نظر شما موافق هستم. به نظرم اگر در شرایطی قرار گرفتیم که مجبور شدیم دانشجویی رو از سر کلاس بیرون کنیم، بهتره با رفتار بعدی مون نشون بدیم که محکم پای تصمیممون ایستادیم تا زمانی که دانشجوی خاطی روش خود را عوض کند. هرچند این روش بهتره به عنوان آخرین روش برخورد انجام بشه.
به نظرم این کار اصلا خوب نیست. شما عملا یک نفر را از بین خواهید برد.
من خودمم به هیچوجه به بیرون کردن دانشجو فکر نکردم و نمیکنم.
ممنون از به اشتراک گذاشتن این نوع تجربیات.
راستی اگه فید وبلاگ رو جوری تنظیم کنیبد که همه نوشته در فید بیاد، راحتتر میشه از طریق فید مطالب رو دنبال کرد
ممنون به خاطر توجهتون.
در مورد فید هم، قبلاً کل نوشته رو نشون میداد. احتمالاً اشتباهی تنظیمات رو تغییر داده بودم. همنون که این نکته رو گوشزد کردید.
قسمتی از نمره پایانی را به عنوان فعالیت کلاسی در نظر بگیرید و به دانشجویان شلوغ آن نمره را ندهید.
این مساله را بطور ضمنی به آنها اطلاع دهید.
حتی می توانید پاسخنامه هایشان را با سخت گیری بیشتری تصحیح کنید.
البته در مواردی هم بهتر است با این مساله کنار بیایید.
با عرض پوزش، من با این روش موافق نیستم. این ترم توی یکی از درسهام تا حالا ۴-۵ تا کویز گرفتم. بعضی از دانشجوها هر ۴-۵ تاش رو صفر گرفتن. با وجود اینکه خوب میدونن اگه همینطوری ادامه بدن، نمیتونن درس رو پاس کنن، اما باز هم درس نمیخونن. حالا چطور به اون چند نمره مربوط به فعالیت کلاسی، اهمیت میدن؟!
از طرفی، دو ترم قبل همین گفته شما رو اجرا کردم؛ منتها نه با این هدف؛ بلکه با هدف تشویق دانشجوها به اومدن پای تخته و حل کردن مثالها؛ اما آخر ترم با اعتراض تقریباً همهشون مواجه شدم که عدالت رو رعایت نکردم. واسه همین، دیگه این کار رو نکردم.
منظورم از فعالیت کلاسی بیشتر مشارکت در بحث و سوال و جواب های مطرح شده در حین تدریس بود.
در مورد گرفتن کویزهای متعدد و اومدن پای تخته به نظر من وقت زیادی از کلاس را می گیرد و بهتر است این کار را در صورت امکان به دستیار خود بدهید و این گونه موارد در کلاس حل تمرین انجام شود.
دانشجویان شلوغ لزوما درس نخوان و تنبل نیستند و ممکن است انگیزه های دیگری داشته باشند(مساپل روانی، شیطنت و اعتراض پنهان) و دیگر اینکه اگر مساله نمره و پاس شدن برای دانشجو مهم نباشد روشهای دیگر هم احتمالا جوابگو نخواهند بود مگر اینکه شما علاوه بر وظیفه تدریس نقش مربی تربیتی، مشاور و غیره را بازی کنید که در این صورت از پا در خواهید آمد.