یکی از مواردی که در همان جلسه اول هر درس به دانشجویان میگویم، این است که نگذارند درسها روی همدیگر جمع شود؛ چون ریاضی، درسی نیست که بشود آن را در یک شب یا یک هفته یا دو هفته جمع کرد. علاوه بر این مورد، به آنها تذکر میدهم که تا قبل از روز امتحان، میتوانند به اتاقم بیایند و انتقاد کنند؛ پیشنهاد بدهند؛ سوال بپرسند؛ بهانه بیاورند؛ مشکلاتشان را مطرح کنند. اما بعد از امتحان، دیگر هیچ بهانهای برای کم شدن نمرهشان پذیرفته نیست. به عبارت دیگر، بعد از امتحان، تنها چیزی که نمرهشان را تعیین میکند، برگه پاسخنامه است.
با وجود تمام این حرفها و تذکرها، متاسفانه موقع تصحیح کردن برگهها، مانند همکاران دیگر، باز هم با انبوهی از «مصیبتنامهها» مواجه میشوم. نامههایی که بعضی از آنها تکراری و غیرحرفهای نوشته میشوند؛ اما بعضی دیگر از آنها، آنقدر احساسی و به سبک فیلمهای بالیوودی نوشته میشوند که دل هر بینندهای را به درد میآورند.
خوشبختانه به یاد ندارم که به نمره دانشجویی خاص، به تنهایی، نمرهای اضافه کرده باشم و همیشه در جواب به آنهایی که درخواست نمره اضافه دارند، میگویم که این کار، امکانپذیر نیست؛ اما هیچکدام از آنها قانع نمیشوند و این تصمیم را غیرمنطقی میدانند. در این نوشته میخواهم دلایل خودم را برای ندادن نمره اضافه و یا به عبارتی، پاس نکردن دانشجویان بگویم. امیدوارم که با دیدن این دلایل، کمی به من حق بدهند.
دلیل اول، خیلی ساده است: دانشجو، شایستگی علمی لازم برای پاس کردن درس را ندارد. وقتی دانشجویی، مباحث درس مثلاً ریاضی عمومی ۱ را یاد نگرفته است، چرا باید پاس شود؟ اگر من دانشجو را در این درس، پاس کنم، قطعاً ترم بعد در درس معادلات دیفرانسیل که به شدت به مباحث ریاضی ۱ نیاز دارد و یا در درس ریاضی عمومی ۲، دچار مشکل میشود. بنابراین نباید خشت اول را کج گذاشت و هر وقت که دانشجو، شایستگی علمی لازم برای پاس کردن درس را کسب کرد، باید پاس شود؛ حتی اگر چندین بار، این درس را برداشته باشد.
دلیل دوم، بحث معدل دانشجویان است. همانطور که میدانیم، چنانچه دانشجویی در بین همدورهایهای خودش، بالاترین معدل را داشته باشد، به عنوان دانشجوی استعدادهای درخشان شناخته میشود و میتواند بدون کنکور، وارد مقطع کارشناسی ارشد شود. بنابرین وقتی به دانشجویی، به تنهایی مثلاً یک نمره اضافه میکنم، عملاً از دانشجویان دیگر، یک نمره کم کردهام و گاهی همین یک نمره، میتواند دانشجویی را به ناحق، استعداد درخشان کند و یا یک دانشجوی شایسته را از معدل اولی محروم کند. بنابراین حق دانشجویان دیگر، ضایع میشود.
شاید بگویید که اگر همان یک نمره را به تمام دانشجویان اضافه کنید، دیگر حق کسی ضایع نمیشود. این حرف، درست است؛ اما همیشه اینطور نیست؛ چون ممکن است چند نفر از دانشجویان، نمره ۲۰ گرفته باشند و بنابراین آن چند نفر، عملاً از آن یک نمره، محروم میشوند.
دلیل سوم، دلیلی است که در کارگاه روش تدریسی که چند وقت پیش در آن شرکت کردم، به آن رسیدم. بدون شک، هدف از امتحان، سنجش میزان دانستههای دانشجویان است؛ در حالی که دانشجویانی که بعد از امتحان برای گرفتن نمره پاسی مراجعه میکنند، دلایلی مثل مشروط شدن، اخراج از دانشگاه، سرپرستی از پدر و مادر، از دست دادن همسر آینده، از دست دادن موقعیت شغلی و غیره را مطرح میکنند و با قیافهای حق به جانب، میگویند که چون گرفتاری داشتهاند، باید به آنها نمره پاسی داده شود. سوال من این است که آیا هر کسی که گرفتاریاش بیشتر باشد، باید نمره بیشتری بگیرد؟! بنابراین حتی اگر دانشجو، کوهی هم از گرفتاری داشته باشد، تاثیری روی نمرهاش ندارد؛ چون من به گرفتاری، نمره نمیدهم؛ فقط به دانستهها نمره میدهم.
دلیل چهارم، نبودن یک مرز مشخص برای اضافه کردن نمره است. در یک کلاس، نمرههای زیر ۱۰، گاهی بسیار به همدیگر نزدیک هستند. حال فرض کنید من تصمیم میگیرم که نمرههای بین ۸٫۵ تا ۹٫۷۵ را پاس کنم. بدون شک، این کار، با اعتراض شدید دانشجویی که نمره ۸٫۲۵ گرفته است، روبرو میشود؛ چون عملاً دارد به خاطر ۰٫۲۵ (نسبت به نمره ۸٫۵) میافتد. حال فرض کنید ۸٫۲۵ را هم پاس کردم؛ حالا این بار، نمره ۸، اعتراض میکند؛ چون ایشان هم به خاطر ۰٫۲۵ میافتند. بنابراین، همانطور که میبینید، هر چه قدر هم که کف کمک کردن را پایین بیاورم، باز هم با اعتراض و خواهش دانشجویانی با نمره پایینتر از این کف، مواجه میشوم و در نتیجه مجبورم که این روند را تا نمره صفر، ادامه بدهم و همه را پاس کنم!
نکتهای که دوست دارم در آخر به آن اشاره کنم، این است که بعضی از دانشجویان، در هنگام درخواست نمره پاسی، کارهای نادرستی میکنند. به عنوان مثال،استدلال میکنند که: «استاد فلانی در ترم قبل، ۸ نمره به فلانی کمک کرد؛ شما چرا نمره نمیدهید؟!» یا گاهی متاسفانه، پدر و مادر خود را برای گرفتن نمره پاسی به پیش استاد میآورند که به نظر من، هیچ توجیه درستی ندارند.
نظر شما در مورد نمره پاسی به دانشجویان چیست؟ شما در چه صورت به دانشجو، نمره میدهید؟ تجربه شما از دادن نمره پاسی و نتایج آن چیست؟ لطفاً نظرتان را با من و بقیه خوانندگان «پانویس» در میان بگذارید.
پینوشت: پیشنهاد میکنم دیدگاه کاربران عزیز، آقای فرشاد ترابی و خانم NILOOFAR را هم در بخش دیدگاهها بخوانید.
در نوشتههای بعدی وبلاگ، باز هم درباره مسایل علمی و دانشگاهی خواهم نوشت. اگر میخواهید از انتشار این نوشتهها باخبر شوید، میتوانید به طور رایگان، مشترک خوراک «پانویس» شوید و یا برای اشتراک ایمیلی، ایمیل خود را در کادر زیر وارد و ثبت کنید:
دقت داشته باشید که برای فعالسازی اشتراک ایمیلی، باید ایمیلی که از طرف وبلاگ برایتان فرستاده میشود را تأیید کنید.
لینک ثابت: https://panevis.ir/?p=689


سلام ما یه استاد داریم اگر نمره ۹ بگیری ۱۰ نمیده. آیا این کار خوب یست؟نه
باعرض سلام و خسته نباشید
ببینید تمام حرفهاتون و نظرات بقیرو خوندم من خودم دانشجوی نرم افزار دانشگاه بیرجند هستم .با دیدگاهاتون کاملا موافقم بله همه حرفاتون درسته اما به چ شرطی ؟ ببینید دانشگاه من فوق العاده دارن سخت میرن و به راحتی همرو میندازن اما وقتی تو ی دانشگاه ازاد و ی دولتی دیگه به راحتی دانشجو پاس میشه من واقعا نامید میشم چون تا وقتی من تموم کنم دانشگتمو کلی مهندس از این مراکز بیرون اومدن و واقعا بازارکاردارن.ببینید من من بعضی وقتا پروژه های درسی بهم داده میشه که دوستانم در دانشگاهای دیگه اسم این مباحثم نشنیدن تا به حالولی خیلی زود از من ازدانشگاه فارغ التحصیل میشن و همه تو جامعه و خانواده ی جوری به من نگاه میکنند که انسان تنبلی هستم که نتونستم مثل اونا زود درسمو تموم کنم ..واقعا باید چاره اندیشی کنن …و مطلب دوم اینکه من رو برگه همیشه کم میارم شاید ده برابر ی نفر دیگه مطلب یاد دارم اما نمیتونم رو برگه خوب پیادشون کنم سر جلسه ودی در عمل واقعد جلوترم ازشون بهمین دلیل میفتم وون درسو مثلا…بهتره اساتید سرکلاسم یه دیدگاه دیگه با دانشجو داشته باشن …ی رابطه پژوهشی نمیدونم ی چیزی که مارو ازین جو خلاص کنه …تاپیکه خوبی بود ممنون موفق باشید
درست و غلطش رو نميدونم اما براي من كه خوب بود:
درس مقاومت مصالح دو رو توي برگه اندازه سه نمره هم ننوشته بودم اما نه عجز و لابه كردم نه پيش استاد رفتم اما ديدم اون ترم افتاده زياد داشت و استاد با دست و دلبازي تمام همه افتاده ها رو ٩/٧٥ داد و من و خيلياي ديگه از مشروطي اون ترم نجات پيدا كرديم.
به عنوان دانشجوی مهندسی در دانشگاه تهران افتخار میکنم که تو استادم نیستی .
شما دنیا ندیده ای ، همین طوری پیش بری از صنعتی کرمانشاه میندازنت ازاد قزوین .
داداش فیض هم که گنده ترین استاد تو ایران و تی ای توماس بوده ، بخواد بندازه لااقل با 9.9 میندازه . بدبخت ان
دوست عزیز و استاد گرامی
کسانی هم که نمره قبولی میگیرن دلیل بر بیشتر بودن اطلاعات و لیاقتشونن نیست. خیییلی از دانشجویان با تقلب نمره میگیرن.
برای گرفتتن نمره از استاد راه های زیادی وجود داره!!!!!!!
ترسوندن دانشجو از ندادن نمره باعث تشویش ذهنش میشه و کل ترم رو با استرس میگذرونه.
از طرفی ، ملایمت با دانشجو در مورد نمره؛ ولو لفظی ، باعث دلگرمی دانشجو میشه. همه جا به دانششجو دلگرمی میدن برای درس خوندن..
شاید باورتتون نشه ولی صحبت بر سر ندادن نمره به دانشجو (حتی برای کمک) نوعی تهدید محسووب میشه و دانشجو حق داره از “”استاد”” مورد نظر به منابع انسانی شکایت کنه…. (البته تو این خراب شده حق فقط با استاده)
با سلام و خسته نباشید.
من یک دانشجوی ای تی هستم که دغدغه های فکری زیادی دارم.با اینحال هر موقع نمره هر کدام از امتحاناتم ضعیف باشد خانواده م من رو سرزنش میکنن.مهم هم نیست چه درسی باشه.از دبیرستان وضعم اینطوریه.واقعا نمیدونم چکار کنم.چون از هر کس پرسیدم هیچ کسی نگفت که سرزنش و تنبیه میشه.یه راه حل میخوام .چکار کنم؟
سلام…
فکر کنم شما در مورد دیدگاه خانواده ات نمی تونی کاری بکنی … بایداز کسانی که میدونی روی اونها نفوذ دارن کمک بگیری …
البته قبلش باید واقعا با خودت صادق باشی در مورد اینکه تمام تلاشت را میکنی و تنبلی نمی کنی … بعد وضعیت را برای همون افراد نفوذ دار کاملا تشریح کنی و …از اون ها بخواه که خانوداه ات را توجیه کنند…….
با سلام متن بالا رو خوندم با نظر شما مخالفم اگه استادی درس رو به طور کامل به دانشجو خر فهم کنه (با عرض پوزش ) و بجای درس دادن مطالب اضافی اصل مطب و اصول پایه رو ساده و روان و قابل فهم بگه دانشجو میتونه به راحتی درس رو پاس کنه حتی اگه استاد سخت بگیره متاسفانه بعضی اساتید فکر می کنن توی mit هستن و دانشجویانشون هم دانشجویان همون دانشگاه هستن شما هدفت از سخت نمره دادن چیه؟ اگه هدفت اینه که دانشجو درس خون باشه و فعال بجای نمره ندادن میتونی دانشجو رو وادار کنی بگی در مورد مباحثی که درس میدی بره تحقیق کنه و مطلب جمع آوری کنه اینطوری هم خودش یاد میگیره هم خودت یا مثلا بره یه جاهایی از کتاب رو بخونه یا فیلم کوتاهی در مورد مهمترین مباحث سر کلاس بزاری روش های مختلفی برای یادگیری دانشجو هست من اینطور احساس میکنم اساتید میخوان به همون روش سنتی بسنده کنن البته اگه هدفتون فهم دانشجو باشه نه انداختنش
سلام….
اول تشکر میکنم از نوشته هاتون…. و خیلی خوشحالم که دیروز …خیلی اتفاقی و با سرچ ؛درس نخواندن؛… این سایت رو پیدا کردم…
فرصت نکردم همه ی نظرات رو بخونم… اما کم و بیش همه یک چیز رو مشخص میکنه… نه دانشجویی که دنبال نمره ی پاسی هست… دلایل نمره اضافی ندادن استاد را می پذیره… و نه قاعدتا اساتیدی که مثل شما به اصول پایبندند … با خوندن نظرات این دانشجویان از مواضعشون …عقب نشینی می کنند…
من از سال ۷۲ مشغول تدریس هستم … و این شانس رو هم داشتم که در همه ی مقاطع از پیش دبستانی بگیر تا فوق لیسانس … و حتی بزرگسالان … تدریس کنم …
و باورم اینه که اوضاع دانشجویان ما روز به روز بدتر میشه … شاید مقصر اصلی خودشون نباشن … و اوضاع اجتماعی و محیط … بخصوص بازار کار آشفته ی ما … سنگ های بزرگی جلوی راه اونها انداخته … اما عمیقا باور دارم که خواستن توانستن هست … این همه مثال از زندگی افراد موفق در زمینه علم وجود داره که در بدترین شرایط … خالق بهترین ها و کسب بالاترین درجات علمی شدند…. و هر آدمی اگر بخواد …. میتونه به هدفش برسه … حتی اگر رفتن به کره ماه باشه …… ۱۰ گرفتن از ریاضی یا هر درسی که واقعا مشکلی محسوب نمیشه ……
خوشحال میشم این پست من را هم که تقریبا در همین رابطه هست مطالعه کنید :
http://hamsadehha.blogsky.com/1394/03/27/post-147/%D8%A8%D9%87#comments
موفق و بهروز باشید …
سلام. داشتم کامنتارو میخوندم خواستم نظره خودمم بنویسم.
به نظر شما فرزندی که شرایط مالی درست و حسابی ندارد و از طرف پدر مادر ساپورت مالی و یا حتی روحی نمیشه میتواند یک درس را حالا چه تخصصی چه عمومی را با نمره ی بالا پاس کند . نظر من خیر است…
ایا یک دانشجویی که 3 روز قبل امتحان میخواند، میخواند و میخواند ولی باز هم در برگه ی امتحان مطالب علمی ( از لحاظ من غیر علمی و بی منطق ) را قاطی پاتی می نویسد و فقط اشاره ای میکند به سوال از طریق فرمول نویسی مستحق پاس شدن نیست؟ حالا تشخیص کسی که خوانده و نخوانده را باید یک استاد زبده و باتجربه درک کند از طریق نوشتن جواب در برگه هر چند بی ربط
به نظر شما دانشجویی که در یک درس 2 تا 3 مرتبه افتاده و یکی از پیشنیازهای دروس تخصصی می باشد بعد از ترم 4 ام که می بیند باز هم چیزی متوجه نمی شود نباید از درس خواندن ، دانشجو بودن ، مقایسه خود با افرادی که هر روز در پی خوشی خود هستند ولی بیسوادند خسته شود . مسلما” همینطور است ناامید انصراف از دانشگاه و با مدرکی که ندارد در پی کار .
آیا جامعه ای که یک تحصیلکرده دارای مدرک کارشناسی رشته ای خاص حتی به صورت ناپلئونی دارد بهتر است یا جامعه ای از افرادی که کلا” قید تحصیل را زده اند. به نظر شما همین دانشگاه نمی تواند در وجود شخصیتی آدمها تاثیر بگذارد. دغدغه همه دانشجویان نمره دانشگاهی است . یکی 20 را می پسندد یکی 10 را . مطمئنا” کسی که 20 را می خواهد تلاشش اصلا” قابل مقایسه نیست با دانشجوی خواستار نمره 10 ولی درک کنیم که لااقل مدرکش رشد فرهنگی یک کشور ماست. به هر حال در گوشه ای کوچک نیاز میشود.
ببخشید زیاد بود .
بنده خودم دانشجوی رشته عمران و الان در حال تحصیل در کارشناسی ارشد سازه هستم. با تشکر…
استاد گرامی
با سلام و احترام
بسیار خوشحالم از این که می بینم افرادی مثل شما در کشور ما هستند که این اندازه به کار خود اهمیت می دهند
اما اگر اجازه بفرمایید نقدی جدی نسبت به مطلب اصلی این صفحه دارم…
متاسفانه نگاه شما به پدیده ارزشیابی یک نگاه محض و کاملا یک طرفه است. ایراد این نوع نگاه این است که همیشه افراد با توجه به عملکرد قبلی خود قضاوت می شوند و در نتیجه هیچ گاه فرصت جبران و بازگشت به یک دانشجو داده نمی شود.
یک نمونه به عنوان مثال در مورد خودم می آورم:
من یک دانشجوی ترم آخر دوره کارشناسی هستم با معدل 16. حالا ابتدایی ترین پیش داوری که در مورد من می توان انجام داد این است که من در تمامی ترم های تحصیلم با یک توزیع یکنواخت معدلی در حدود 16 داشته ام. اما حقیقت به شکل کاملا متفاوتی است. معدل من در نیمه اول دوره تحصیل بین 14 و 15 در نوسان بود اما به خاطر لطف خدا و گشایش هایی که در زندگی برایم حاصل شد و صد البته به خاطر برخی اساتیدم که برای من چیزی بیشتر از استاد بودند در نیمه دوم تحصیل، همیشه معدلی بین 17 و 18 داشتم. سوالی که پیش می آید این است که مگر درس های ترم های پایین تر نباید پیش نیاز درس های ترم های بعدی باشند؟ پس چه طور چنین چیزی ممکن است؟ پاسخ این است که من در ترم های اول تحصیلم تمامی مفاهیم پایه را فهمیده بودم، در کلاس ها حضور فعال داشتم، به مطالب مطرح شده علاقه داشتم اما مشکلاتی که داشتم مانع از این می شد که بتوانم خودم را برای جلسات امتحان به درستی آماده کنم. در این بین برخی اساتید می فهمیدند و ملاحظه من را می کردند: مثلا معادلات دیفرانسیل و آزمایشگاه فیزیک 1 را با «««ارفاق»»» 10 گرفتم.
با منطق شما من باید درس های بعدی را هم خراب می کردم اما محض اطلاع عرض می کنم که ریاضیات مهندسی را با 19.5 و آزمایشگاه فیزیک 2 و آزمایشگاه مدار الکتریکی را به ترتیب با 15 و 17 پاس کردم. علت اصلی آن هم این بود که اساتید این درس ها با ارفاق خود که کاملا بر پایه رفتار و انرژی من در کلاس هایشان بود به شدت من را شرمنده کردند و در من انگیزه قوی ایجاد کردند که بتوانم به مشکلاتم فائق آیم و در ترم های بعدی محبتشان را جبران کنم.
قبول دارم که همه مثل هم نیستند و ممکن است ارفاق در رابطه با بعضی افراد نتیجه معکوس بدهد. اما به شدت توصیه می کنم قبل از انداختن یک دانشجو به این فکر کنید که با توجه به نوع رفتار و عملکردی که او در کلاس شما داشته آیا این انداختن به او کمکی می کند یا صرفا گرهی به گره های قبلی اضافه می کند؟ و اگر به این نتیجه رسیدید که ارفاق در مورد او مانند مثال من ممکن است به او کمک کند، خواهش می کنم که دریغ نکنید. یادتان باشد که سیستم آموزشی ما به اندازه کافی به دانش آموزان و دانشجوهای این مملکت بدهکار است که نخواهد با یک نگاه یک طرفه و سخت گیرانه با همه آن ها برخورد کند.
کار شما و دانشگاه خوب شما و شهر کرمانشاه که از نظر آکادمیک یکی از شهرهای بسیار قوی و خوب است را دوست دارم و برای شما آرزوی موفقیت می کنم.
پ. ن : من نه شاگرد اول و استعداد درخشان شدم و نه این که حق کسی را خوردم. تنها اتفاقی که افتاد این بود که این ارفاق ها به من کمک کرد که از شرایط سخت خارج شوم. ادعا می کنم که به قدر واحدهایی که با نمرات خوب پاسشان کردم و حتی به قدر واحدهایی که در آن ها حضور فعال داشتم اما نمره ام خوب نشد ، با سوادم و در بعضی زمینه های مربوط به رشته ام از دانشجوهای استعداد درخشان به مراتب بالاترم.
من همیشه فعالیت کلاسی دانشجو رو مدنظر داشتم تا جایی که حتی بعد از جلسه سوم و چهارم به طرف گفتم «از همین الان، نمره پاسی رو گرفتی. برای بیشتر از ۱۰ بخون». ولی در مورد دانشجویی که سر جلسه امتحان پایانترم، اولین باری بوده که دیدمش و از شدت خماری چرت میزنه، چکار کنم؟
درمورد اون دانشجو هم به شماحق میدم…کاریش اصلا نمیشه کرد…مثلا خودمن الان به موسیقی و بازیگری علاقه دارم اما در رشته متالوژی چیکار میکنم خدامیداند!ولی به نظرم استاد باید بپزیره که دانشجودرسی مثلا مثل ریاضی رو دوست نداره…حالا استاد هی بیاد اینو پاس نکنه ببینم ایا دانشجو ریاضی را موتونه دوست داشته باشه ودریک جایی از این زندگی ازش استفاده کنه؟اگه اینجوری باشه که خیلی خوبه
من یک کتاب pdfرو به شما معرفی میکنم به اسم امکان…این کتابو یکی از دانشجوهای شریف نوشته…متن کتاب در مورد 20کاریه که به جای دانشگاه رفتن میتونیم انجام دهیم…اون شخص با صراحت تمام میگه دانشگاه فقط کارش اینه که زمان وارد شدن به زندگی واقی را دیرتر تجربه کنید.من این کتابو خیلی دوست داشتم چون نویسنده ش خیلی ساده وروان حقیقت رابیان میکند…این کتاب اززبان دانشجوی شریف با رتبه خوب 2رقمی کشوری است…فقط ایران هم نیست…بقیه کشورها هم مثل ایرانند فقط کم و زیاد داره…
اقا وحید استاد گرامی من به شما حق می دهم.ببین من گفتم که مسایل روان شناختی و اموزش ویادگیری پیچیده تر ازاونی هست که تصورمیکنیم.ومن الان ادعا نمیکنم که راه حل اینه…ولی به هرحال دانشجویی که پس از 4 یا5باردرسی مثل ریاضی می افته اصلا گناهی نداره…اصلا محیط پیرامون دانشجو جوری هست که دانشجو دلش نمیخواد یاد بگیره…زورش میاد ریاضی بخونه…ایا ما باید 5بار این دانشجورابندازیم وبگوییم تو ریاضی بخوان؟
من بحثم اینه که وقتی اونایی هم که با معدل 19پاس میکنن بعد میان بیرون وهیچ ایده عملی ندارن پس این پاس نکردن دانشجو به چه دردی میخوره؟بحثم اینه که وقتی بستر پایه ای جامعه ما جوریه که دانشجو فقط دنبال مدرکه ویازرنگاشون فقط دنبال معدل و شرکت در ازمون ارشد…پس باپاس نکردن دانشجو هیچ چیز عوض نمیشود
به هر حال من استاد باشم هیچ دانشجویی رونمی اندازم…چرا؟چون با پاس نشدنشون هیچ چیز تغییر نمیکند
موافقم با انداختن داتشجو جز نا امید کردن اون هیچ کاری از پیش نمیره 🙂
انسان موجودی پیچیده ترازانی است که فکرمیکنیم…تابه امروزمادرحوزی اموزش وپرورش کاری نکردی که بتوانیم کنترل مغزفراگیر رادردست بگیرد وبه هدف مطلوب خودش برسد.مثلا همین مثالی که گفتید داره انگری برد بازی میکنه…خوب دوست نداره یادبگیره اصن هنراستاد اینه که این دانشجورا واردحوزه ای کند که خودش علاقه دارد.هنراستاداینه که دانشورا به درس خواندن علاقه مندکنه…والا من استاد میخوام چیکار؟یک سری کتاب تهیه میکنم همین کتاب خها را میخوانم ..میتوانم باکمک از اینترنت واطلاعات دیگه به اون دانش برسم…اصلا همین استاد چند بارتلاش کرده که ببینه چرا این دانشجو چرا پرندگان خشمگین بازی میکنه؟خوب زوری که نیست از کلاس درسی که شما درس میدید خوشش نمیاد.این گناه؟؟!!
من توی کلاسهام حضور و غیاب نمیکنم؛ پس حضور در کلاسهام اجباری نیست.
دانشجو داشتم که ۶ بار ریاضی ۱ برداشته و بار آخر هم شده ۱٫۲۵. من این دانشجو رو چهجوری به ریاضی علاقمند کنم؟ این اصلاً علاقهای به دانشگاه نداره و فقط به خاطر سربازی نرفتن یا پز دادن یا اجبار خونواده اومده دانشگاه.
سلام برهمه دوستان .من دانشجوی ترم 3رشته متالوژی هستم.من یک حرف بیشترندارم.هدف اصلی دانشگاه چیه؟درتمام دنیا ودرطول تاریخ درهیچ کشوری تاحالا به این هدف به طور100درصدی نرسیدند.هدف دانشگاه اینه که تو درمحلی سرپوشیده همراه باچندنفردیگه وباهمراهی یک نفربه نام استادبتوانیم حقیقت وجودی خودمان رادرک کنیم ودرباره ی خود وواقعیات زندگی خودمان فکرکنیم به طوری که به نتایجی برسیم وبعدااین نتایج درزندگی واقعی خودمان کاربرد داشته باشد.مثلا من که الان دارم رشته متالوژی میخونم فکرنکنیدکارعجیب وغریبی میخواهم بکنم…دقیقا میخواهم رفتارهایی یادبگیرم که بعدا دربقاورشدمن مفیدباشد.مثلا بتوانم یک شرکت اتوموبیل سازی بابدنه هایی محکمتروزیباترازحالت عادی رابرای کشورم راه اندازی بکنم.برای اینخ هدف ما فقط داریم یک بعدی به مسایل نگاه می کنیم. انسان راموجودی یک بعدی تصورمیکنیم که یک سری داده واردمغزش میکنیم وپس ازپردازش انتظارخروجی داریم!
باشه استادا نمره ندین!ایشالا……………………………….دچاربشین!!!
سلام
آقای دامن افشان عزیز
اگر معیار و ملاک پاس شدن سواد باشه دانشجوییی سواد داره که بتونه به 15 نمره حداقل پاسخ بده
ولی وقتی معیار پاس شدن میشه نمره 10 شما با انداختن 9.75 هم یه نفر رو به خاطر 0.25 انداختین !
پس فرقی نمیکنه 8 رو پاس کنید یا 10 رو. به هیچ وجه نمیشه گفت کسی که 8 شده از شخصی که 10 شده بی سواد تره ! وقتی یک بار آزمون گرفته میشه هزاران مورد میتونه در نتیجه اون دخیل باشه. بیماری ، مشکلات روحی ، مشکلات خانوادگی ، فراموشی ، استرس و… همه این موارد میتونه باعث بشه کسی 2 نمره از دست بده. چه بسا از شخصی که 10 شده با سواد تر باشه !
پس شما میتونید این معیار بی اساس و پایه که نمره 10 باشه رو برای خودتون تغییر بدید. اگر یک بی عدالتی در جریانه لزومی نداره شما با همون موج شنا کنید.پس اگر معیار سواد و دانشه نمره های بالای 15 رو پاس کنید.اگر کسب حداقل نمره قبولی معیاره نمره 8 با 10 هیچ فرقی نمیکنه !
اگر فکر میکنید که وقتی نمره 8 رو پاس میکنید شخص 7.75 رو به خاطر 0.25 انداختید و این بی عدالتی محسوب میشه پس وقتی 10 رو پاس میکنید به همون اندازه بی عدالتی شده چون 9.75 هم به خاطر 0.25 افتاده
va albate in ro ham begam hich moghe namishe goft ba y nomre be farz 18 17 yeki ziad midone yeki kam chon to emtahan kheli masael dekhalat daran va serfan ba 2saat 0 ya 100 bodan y shakhs moshakhas namishe….va in sahih nist begid be baghie zolm mishe in serfan jomlei hast k bishtar farhange jangal ro be farhangemon avorde man daneshjohayi didam k bekhater hamin masael pish ostad o sayere masoline daneshkade raftan va che harfayi rajebe ham cellasi hashon zadan ….
ba salam be nazare man ostad khob ostadie k bahse nomre namikone.va hame jore saaye mikone darso be daneshjoo mafhom kone albate baad az in ke be khodesh mafhoom kard,man ostadayi didam to daneshgahaye dolati k ostadashon khodeshon ba dars moshkel daran va serfan baraye inke daneshjo az in mored bakhabar nashe ham dar tadris ham dar emtahan sakht giri mikonan va darse naghesi midan ,benazaram age ostad betone rabeteye khobi ba daneshjosh bargharar kone hich mighe moshkele nomre pish namiad va hame in masael bar migarde be honar ostad k bishtar az inke be did y saregh be daneshjo negah kone bayad be dide y pazhoheshgar behesh negah bkone va unghadr az daneshjo faaliat cellasi va janebi ham bekhad k daneshjoo khodesh tashvigh beshe be tallashe ziad…
لطفاً از این به بعد پینگلیش ننویسید.
سلام
مطلب جالبی بود اما سوی سخن من با دانشجو ها هستش
من خودم استاد بودم و با ۲۰ سال سابقه که الان چندسالی هست به دلیل مشکل حنجره و تار های صوتیم دیگه قادر به تدریس و حتی صحبت کردن بیش از ۱۰-۱۵ دقیقه نیستم
کلا اساتید دودسته هستند
الف) دسته ای که در طول دوران تحصیلشون همه درساشون خوب بوده و دانشجوی نمونه و عالی بودن و مثلا معدلشون ۲۰ بوده
ب) دسته ای که در طول دوران تحصیل بعضی از درساشون بد بوده و احیانا درس یا درسهایی رو افتادن
من خودم جزو دسته دوم هستم
اما بحث پاس کردن :
در بین اساتید دسته اول (الف) : بالای۸۰٪ همکاران محترم اصلا درس نخوندن یا بلد نبودن درس تو منطقشون جایی نداره و به هیچ وجه من الوجه نمره پاسی نمیدن
اون ۲۰٪ دیگر هم معلوم نیست شاید به یک نفر نمره بدن به یک نفر نمره ندن
اساتید دسته دوم (ب) : این اساتید چون خودشون یه همچین تجربه ای داشتن نمیخواهند دانشجو هاشون رو از این تجربه بی بهره بزارند و تمام عزم خود را جزم میکنند که دانشجویی که افتاده رو پاس نکنند ( لذت انداختن و نمره قبولی ندادن بیشتر از اون لذتی هستش که شما وقتی نمره میگیرین و خوشحالی میکنین )
البته حدود ۱۰-۲۰٪ از اساتید این دسته هم هستند که بخاطر خاطره تلخ نمیخوان دانشجو هاشون این خاطره رو داشته باشن و همه رو پاس میکنند
و اما با توجه به اینکه خیل عظیمی از همکاران بحث عذاب وجدان رو مطرح کردن خدمتشون باید عرض کنم که هم شما و هم من میدونیم که با یه نمره دادن به یک یا چند هزار دانشجو هیچ اتفاقی نمی افتد و این ها دلایل و بهانه تراشی هایی هستش که من خودم تو این ۲۰ سال ازشون استفاده کردم و در اغلب اوقات هم نتیجه داده
فقط یک بار به کسی نمره پاسی دادم که اومد تو اتاقم گفت دکتر شما ۱۸ نفرو انداختین و دارین کیف میکنین حالا یکم به خودت سختی بده زیاد طلب نباش و یه بدبختو پاس کن بخدا اون ۱۷ نفر دیگه افتادن و دارن عذاب میکشن به همین تعداد قانع باش و منو پاس کن و بالافاصله به همون فرد نمره ۱۴ دادم چون دقیقا چیزی رو گفت که باید میگفت
جمع بندی بکنیم :
حدود ۱۰-۱۵٪ اساتید نمره پاسی میدن
پس شما دانشجو ها حواستون رو جمع کنین و از استادهاتون شناخت کامل داشته باشید و بیخودی بعد از اعلام نمره ها جلوی اتاق استاد تجمع نکنین
البته چنان که تو نظرات اومده بود باید بگم دانشجویان خانم توانایی خاصی در فریفتن استاد و نمره گرفتن از استاد دارن که این مهم نباید فراموش بشود البته خود من تا بحال به هیچ خانمی نمره قبولی ندادم و هرکسی که افتاده ترم بعد همون درس رو برداشته و اون یک نفر پسر بودن که نمره دادم بهشون
خلاصه از این که این قانون نانوشته نظام اموزش عالی رو افشا کردم از همکاران گرانقدر معذرت میخواهم
باشد که موفق باشید
باسلام
تمام نظرات رو خوندم
باوجود اینکه دوتا از استادای این ترمم اینجانظر گذاشتن وشاید در مجموع۱۰ واحد رو بیافتم اما بازم میگم
اقای دامن افشار ، خانم نیلوفر و …
شما از نمره دادن عذاب وجدان میگیرید اما از اعتیاد نه
از سرخورده شدن نه
از سکته قلبی پدری ک بخاطر افتادن درس بچش بود اصلا عذاب وجدان ندارید
اخه اون دانشجویی ک دنبال ۱۰هستش اون کجا و استعداد درخشانی کجا ؟
پس این مورد منتفی شد
بحث بیسوادی
اقای استاد
تو دانشگاه ما بالای۴۰تا هیت علمی هستش ک دقیقا نصفشون خودشونم نمیدونن چی درس میدن
ک این مورد اثبات شد
طی مسابقه ای از همه اساتید خواستیم تو یک ازمون شرکت کنند ک بدون نام بود
به هر استادی ۴تا سوال دادیم و سوال هارو از سایر اساتید دانشگاه های کشور با جواب دریافت کرده بودیم
بعد اینکه استادها جواب دادن در کمال باورتون عرض میکنم ک ۱۳ تا از استادا توی درس خودشون نتونستن نمره ۱۰ بگیرن
مثلا سوال رو دکتر x از دانشگاه تهران مطرح کرد و استاد ما جواب دادن و همون اقای x برگه رو تصحیح کردن
این توضیح رو واسه اون دادم ک نگین معیارتون چی بوده و چطور بوده
پس اقای دامن افشار وقتی حدود نصف استادای ما خودشون ده نمیشن چطور در طول ترم ک دو سه تا درس هم ارائه میدن میتونن بقیه رو پاس نکن
البته در مورد صنعت و دیگر حوزه ها به اصتلاح شما بیسوادی رو بحث نمیکنم ک شما اگر تمایل دارید میتونید کارنامه مدیران رو نگاه کنید و سطح سوادشون رو در یابید
حالا شما خودتون قضاوت کنید ۱۰دادن عذاب وجدان داره یا بلد نبودن و اومدن سر کلاس و شما هم تو عالم همکاری جیکتون در نیومدن
درسته ک احتمالا این ترم ۱۰ واحدم رو می افتم و مشروطم ولی لاقل یکم به خودتون بیان و ببینین ک دلایلتون قانع کننده نیست
وظیفه شما استادی است و استاد باشید نه تعیین کننده صواب و جزا و … چون اگه کسی حقش نباشه اعتقاد داریم کخدا در جای عدل نشسته و نمیزاره حق ،ناحق بشه
و من الله توفیق
از اینکه نظرتون رو گفتید، ممنونم؛ اما طبق منطق شما چنانچه استادی بدونه که اگه دانشجوش رو پاس نکنه، دانشجوش معتاد میشه، باید بهش نمره بده. این طوری سنگ روی سنگ بند نمیشه. این طوری همه دانشجوهاش یه سیخ و پیکنیک دستشون میگیرن و استاد رو تهدید میکنن اگه بهشون نمره نده، میرن معتاد میشن.
– پدری که به خاطر افتادن درس بچهش، سکته قلبی کنه، اصلاً لیاقت پدر بودن نداره. به جای اینکه بیاد به بچهش روحیه بده و برای ترم بعد تشویقش کنه، مشکل رو با سکته کردن، حادتر نشون میده. مگه یک درس یا کلاً دانشگاه چه ارزشی داره که آدم این کار رو بکنه؟!
– این همه مدیر بیلیاقتی که توی کشور داریم، از کجا اومدن؟ از فضا اومدن؟ نه. بخش بزرگیشون همین کسانی هستن که فقط اومدن نمره پاسی و بعدش مدرک بگیرن و سمتشون ارتقا پیدا کنه. قبول دارم هر کسی که ۲۰ بگیره، علامه دهر نیست؛ اما قطعاً کسی که از ۲۰، نمره ۳ میگیره، هیچی بلد نیست. در ضمن معایب سیستم آموزشی و شیوه ارزشیابی رو هم به خوبی میدونم.
مگه یک درس یا کلاً دانشگاه چه ارزشی داره که آدم این کار رو بکنه؟!
این نوشته خودتونه: اگه ارزش نداره چرا اینقد در موردش بحث میکنید؟!
من الان تو وضعیتی هستم که میتونم خودم نفس خودمو بگیرم خودکشی کنم چرا؟چون استادم از قیافم و قومم خوشش نمیاد.و هی با 8 میندازه برگه خالی بدم 8 میده برگه پر بدم 8 میده.
سلام.
من با حرف شما کاملا مخالفم.من به واسطه اجبار پدر و مادرم به یک رشته رفتم و ترم اول رو با زور سر جلسه رفتم به طوری که انگار وارد یک زندان شدم.گذشت و گذشت و همین بی میلی من باعث شد سمت درس خوندن نرم (به حرفه خودم مشغول بودم) و 7 ترم تمام کاردانی من طول کشید که هیچکدوم از استادان وضعیت من رو درک نکردن
همین باعث شد آخر سر از دانشگاه انصراف دادم به خاطر چند تا استاد از خدا بی خبر مثل شما که یکی مثل من رو درک نکردید!و نذاشتید حتی کاردانی خودم رو بگیرم!
اینو یادتون باشه شمایی که حرف از سواد میزنین توی این مملکت کی جاش درسته؟کدوم اداره برای استخدام کارکنان ازشون سواد رو ارزیابی میکنه؟
این مملکت مدرک میخواد مدرکی که فقط نوشته باشه فوق لیسانس و به قول دوستمون مهم نیست که چطوری این مدرکو گرفتی
وقتی کسی به واسطه پارتی که داره با مدرک دیپلم به استخدام یک بانک در میاد و اون کسی که مدرک فوق لیسانس رو داره و داره 20 بار برای ورودی بانک امتحان میده و قبول نمیشه شما داری حرف از سواد میزنی؟؟؟؟کدوم سواد؟سواد پارتی؟سواد باند بازی؟
هستن استادانی که به بدون داشتن هیچ معلوماتی دارن توی دانشگاه تدریس میکنن که سوادشون از دانشجوهای اونجا کمتره! حالا شما میگی تعدادشون کمه من میگم خیر بلکه زیاد هم هستن شما میگی جوونن من میگم این دلیل نمیشه به هر حال در حال تدریسن
من به واسطه یک اشتباه وارد مسیری اشتباه شدم که اساتیدی مثل شما فقط زندگی امثال مارو خراب کردن.!من خواستم تغییر مسیر بدم چون فکر میکردم توی این رشته نمیتونم از نظر سواد غنی بشم و خواستم راهی که باید از همون اول میرفتم رو برم که امثال اساتیدی مثل شما آینده امثال من رو خراب کردن با این طرز فکر مسخرشون!.من نمیدونم اما امیدوارم خدا از کوتاهی شماها بگذره (نه در مورد همه دانشجوها)
شما میگین به دانشجونمره پاسی نمیدم مگر دانشگاه رفتن جز ایناست که اکثر اساتید یه جزوه روکه حداکثر 50صفحه باشه روتدریس میکنن که ده سال پیش هم همون جزوه روبدون هیچ پس وپیش میگن یعنی اگه دانشجو بره تازترم باللایی جزوه روبگیره وسوالارو میتونه به راحتی نمره بالای 16 بگیره روال کار هراستادیهم همیشه یه چیزه هرکسی یاد بگیره راحت نمره میگیره به نظر شما به این میگن سواد یعنی اونکی تونسته 20بشه خیلی باسواده من میگم نه فقط خوش بحالش که تونسته مدرکش روبا نمره الف بگیره وخیلی خوبه وگرنه سوادش صفرهم نیست که الان فقط همین مهمه معدل نمره وقتی میشه راحت نمره گرفت چرا خودموعذاب بدم درس خوندن تودانشگاه ازدوران دبستان هم راحت تره زرنگ باشی خودت روبالامیکشی وقتی فارغ التحصیل میشی هیچ سوادی نداری بامعدل الف خیلی هم خوبه عالیه چرا چون جامعه ازتوسوادنمیخاد مدرک میخاد اونبراش مهم نیست که توزیر ابی رفتی مدرک گرفتی یا شبا بیداربودی فقط نمره جامعه اینومیخاد چرانباشیم درضمن کسی تودانشگاه باسواد نمیشه فقط حفظ نمره
جناب اقای دامن افشان من دانشجوی ارشد هستم عملا دیده ام که چه طور اساتید به دانشجویانی که کارهای کلاسی خود اصلا بلدنیستند حتی انجامش دهند کیلویی نمره میدهند دانشجو سریه پسر راشیره مالیده واوهم تمام کارهای اندانشجوی دختر را انجام داده تازه دختره با معدل الف فارغ التحصیل میشود چرا چون دردانشگاه ما به کر کلاسی که توسط کافی نتی پولی انجام میشود خیلی بهاداده میشود دانشجو ی فوق لیسانی حسابداری هنوزطرز استفاده از اینترنت را یاد نگرفته فقط وفقط به واسطه اینکه معدل فوقش به همان طرزی ککه گفتم بالا رفته فردا پس فردا استاد حق التدرسی میشود کسی هنوز در حسابداری فق بدهکار وبستانکار را بلد نیست چون موقع لیسانس اینجوری نمره نمیدادن معدلش 12 شده واقعا انصافه شخص اینچنینی فردا حق التدریس شود ولودریک دانشگاه خیلی ضعیف من اعتراض دارم
من به خاطر 0.02 نتونستم دانشجو برتر بشم و حتی یکی از استاید هم یه نمره به من اضافه نکرد که معدلم بالا 18 بشه.ضمنا هیچ کس هم اون ترم معدلش از من بالاتر نبود که بخواهیم بگوییم در حقش ظلم می شد.
خودتون قضاوت کنید
همتون برید جمع کنید اگه اسم دکتر اشجری رو تا حالا شنیده بودید همتون میزدید گاراژ
من و سایر دانشجوهای ایشون به طور متوسط هر درس را3بار میفتیم و بار چهارم 10
درحالی که حاظرم قسم بخورم با بار اول مطالعه و رفتن سر کلاس های ایشون میشه خودت کتاب بنویسی
تازه اعتراض به نمره و تصحیح مجددبرگه و………….هم نداریم
کلفته دیگه کاریشم نمیشه کرد
برید خدا رو شکر کنید.
عزیزم شما نمره نده
من شخصا به خاطر این اخلاق شما اساتید از همون واحد اول تا واحد 142 تمام درسا رو تقلب کردم دانشگاه سراسری معروفی هم خوندم .
البته بغیر از تربیت بدنی که نمیشه تقلب کرد
140 وحد معدل 16 نه حق کسی رو خوردم نه سوادم از بقیه اونایی که معدل 18 هستن کمتره .
این کاری که من کردم نتیجه تعصبات برخی از اساتید مانند شماست و شماهم مقصرید که محیط آموزشی رو طوری کردید که همه از امتحان وحشت دارن
از خود شمااون چرت و پرت هایی کهدرس میدی امتحان بگیرن عمرا نمرتون از 12 بیشتر بشه تازه 5 تا درس دیگه همزمان باید باهاش بخونین
من چند وقت پیش در مورد این مطلب، نظر گذاشتم؛ ولی الان یه چیز دیگه یادم اومد که به نظرم می رسه بهتره بهش اشاره بشه.
یه چیزی که توی خیلی از امتحانات “ناخواسته” مورد بی توجهی اساتید قرار می گیره، مسئله “روایی” سوالات امتحانه. وقتی قرار بر اینه که یه کار تحقیقاتی مبتنی بر پرسشنامه انجام بشه اولین کاری که باید انجام بشه اینه که “روایی و پایایی” پرسشنامه مشخص بشه. روایی به این معنی که اگه نتیجه پرسشنامه میگه (مثلا) سطح افسردگی فرد از 10 نمره 9 هست، آیا واقعا این فرد سطح بالایی از افسردگی رو داره یا نه؟
امتحان هم یه جور کار تحقیقاتی پرسشنامه ای هستش. داریم سطح آگاهی افراد در مورد مباحثی خاص رو بررسی می کنیم. آیا سوالات این پرسشنامه، سطح آگاهی دانشجو رو به طور دقیق نشون می ده؟ آیا اگه بعد از مدتی از همون دانشجو همون سوالات رو بپرسیم، باز همون نمره رو می گیره؟(پایایی داره؟)
این مفاهیم مسائلی کاملا علمی اند و می شه با عدد و ارقام سطح اون ها رو نشون داد.
بذارید یه مثال بزنم. من ترم قبل درسی داشتم که بخش عمده ای از پایان ترم، مربوط به مبحث سرطان بود. از اون جایی که این مبحث، مبحث مورد علاقم بود چند کتاب رفرنس رو خونده بودم. چندین مقاله رو بررسی کرده بودم و سرکلاس یه سری از مطالب اون مبحث رو به اسم کنفرانس و بجای استاد، نه تنها “تدریس” کردم، بلکه بعد از بیان مطالب همه اون چه که در کتاب اومده بود و قبلا استاد تدریس کرده بود رو بر اساس مطالب کتاب های رفرنس دیگه و یه سری از مقالات، زیر سوال بردم. حتی استاد (که بسیار سخت گیر هم بود) غیر مستقیم به تسلطم توی اون موضوع اعتراف کرد.
با همه این ها در امتحان پایان ترم یه سری سوالات کاملا حفظی و با کلی کژتابی مطرح شد. نتیجه این بود که دو سه نمره کم تر از بقیه دانشجویان گرفتم. بقیه دانشجویانی که اعتراف می کنند کلی از مطالب رو متوجه نشدند و صرفا یه سری اسم رو حفظ کرده بودند.
آیا توی این شرایط استاد نباید به دانشجو کمک کنه؟
حرف شما رو نه تنها قبول دارم، بلکه خودمم تجربهش کردم؛ ولی مشکل اینجاست که استادها اونقدر از دانشجوها بیصداقتی دیدن که دیگه خیلی سخت میتونن حرفشون رو باور کنن. من خودم دانشجو داشتم که برای گرفتن نمره پاسی میگفت اگه این ترم درسم تموم نشه، دیگه شوهرم نمیذاره پامو دانشگاه بذارم؛ اما چند لحظه بعد مشخص شد که حتی نامزد نداره؛ چه برسه به شوهر!
حرفم اینه که بین دانشجوهایی که نمره پاسی میخوان، واقعاً ممکنه چند نفر مستحق هم باشن؛ اما استاد چه جوری باید این افراد رو تشخیص بده؟
از خداوند میخوام شمارو در همچین موقعیت هایی قرار بده که بتونید درک کنید…..همیشه برای بعضی ها دیدن فیلم تفریحه و برای دیگری درس…. خدا خیلی بزرگتر ازین حرفاست هوای بندشم داره شما به غرورتون ادامه داده و یه کشور تئوری محور درست کنید….خدای ما بیکسان خداست